ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
8
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
يعفر ، بعد به رم رفت و رم را محاصره كرد . ولى در اين هنگام لشكريان وى دچار طاعون شدند و روميان از اين فرصت استفاده كردند و بر آنان حمله بردند و همه را كشتند و از آنان هيچ كس رهائى نيافت . شمر ذو الجناح نيز به سمرقند رفت و آن شهر را در ميان گرفت ولى از اين محاصره سودى نبرد و نتوانست شهر را بگشايد . در آن احوال شنيد كه پادشاه سمرقند مرد بىخردى است و دخترى دارد كه كارها به دست وى مىگردد . براى آن دختر هديهء بسيار گرانبهائى فرستاد و پيام داد : « من تنها بدين انگيزه در اين جا آمدهام كه با تو زناشوئى كنم و با خود چهار هزار صندوق پر از طلا و نقره آوردهام . اين گنجينه را پيش تو مىگذارم و به چين مىروم . اگر توانستم به سرزمين چين دست يابم تو زن من خواهى بود و اگر در آن جنگ كشته شدم اين دارائى تعلق به تو خواهد داشت . دختر همين كه پيام او را شنيد ، گفت : « من پيشنهاد او را مىپذيرم . بگوييد كه صندقهاى زر و سيم را بفرستد . » شمر نيز چهار هزار صندوق براى او فرستاد كه در هر صندوق دو مرد جنگى نهفته بود . سمرقند چهار دروازه داشت و شمر در برابر هر دروازه نيز دو هزار سرباز گماشت و چنين قرار گذاشت كه هر گاه زنگى نواخته شود حمله آغاز كنند . همين كه صندوقها به درون شهر رفتند ، شمر در ميان مردم بانگ بر آورد و زنگها نواخته شد . به شنيدن صداى زنگ ، جنگجويان از ميان صندوقها