ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
79
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گردد . [ ( 1 ) ] او سپس به سوى قريش رفت و مردان قبيلهء قريش را از لشكر كشى ابرهه آگاه ساخت و دستور داد كه همراه وى از مكه بيرون روند و براى بركنارى از آنچه در جنگ روى مىدهد ، بر فراز كوهها پناهنده شوند . عبد المطلب بعد با چند تن ديگر از مردان قريش برخاست و حلقهء در كعبه را گرفت . تا خدا را بخواند و براى شكست دادن ابرهه ازو يارى بخواهد .
--> [ ( 1 ) ] - عبارت ابن اثير در اين جا روشن نيست و تاريخ بلعمى آن را با وضوح بيشترى بيان كرده است : . . . ابو مسعود . . . عبد المطلب را گفت : « از آن اشتران خويش ، صد اشتر از بهر اين خانه - يعنى خانهء كعبه - هديه كن . و نيت كن كه اگر خداى اين خانه را سلامت دهد از دشمن ، تو صد اشتر ، مر خداى را قربان كنى . و اين اشتران را از شهر بيرون كن سوى اين لشكرگاه ، تا ايشان دست فراز كنند و اين هدى ( يعنى : شترانى را كه تو به خانهء خدا هديه كردهاى ) به كشتن گيرند ، و خداى تعالى بر ايشان خشم گيرد و ايشان را عقوبت كند . » اشتران عبد المطلب نزديك بودند . پس عبد المطلب برفت و آن صد اشتران را بياورد و هديهء خانهء كعبه كرد و به سوى لشكرگاه نجاشى راند . آن اشتر به لشكرگاه اندر بپراكند ، و ايشان اشتران همه بكشتند و عبد المطلب از سر كوه همى ديد و بو مسعود را بگفت . و او گفت : « از پس اين نگاه كن كه خداى تعالى با ايشان چه كند ؟ » ( تاريخ بلعمى ، چاپ زوار ، ج 2 ، ص 1017 )