ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
75
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
برگشت . ابرهه را ازين پيشامد آگاه ساختند و به دو گفتند : « اين كار مردى است از بستگان به خانهاى كه در مكه زيارتگاه تازيان است . او چون شنيده كه تو مىخواهى حاجيان را از زيارت آن خانه باز دارى و بدين كليسا بكشانى چنين كارى كرده است ! » ابرهه خشمگين شد و سوگند ياد كرد كه به مكه لشكر كشد و خانهء كعبه را ويران كند . از اين رو فرمان بسيج سپاه داد و حبشيان را براى جنگ آماده كرد و فيلى را با لشكر خويش همراه ساخت كه نامش محمود بود . و نيز گفته شده است : او سيزده فيل داشت كه همه از محمود پيروى مىكردند . و خداوند سبحان ( در آيهء : أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ) فيل را تنها از آن جهة مفرد ذكر فرموده كه مراد همان سر دستهء فيلان ، يعنى محمود ، بوده است . دربارهء شمارهء آنان جز اين نيز گفته شده است . تازيان همين كه از لشكر كشى ابرهه آگاه شدند به هيجان آمدند و ديدند شايسته است كه با وى به پيكار پردازند . از اين رو ، مردى از بزرگان يمن كه ذو نفر نام داشت با ابرهه در افتاد و جنگيد ولى در اين جنگ شكست خورد و گرفتار شد . ابرهه نخست مىخواست ذو نفر را بكشد ولى بعد او را در پيش خود زندانى كرد و همراه خويش برد . پس از ذو نفر ، مردى ديگر به نام نفيل بن حبيب خثعمى