ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
58
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
لشكر كشى به شهرهاى روم بيمار شده است . فرصت را غنيمت شمرد و به كسانى كه مراقب وى بودند حمله برد و آنان را كشت و زندانها را گشود و زندانيان را آزاد كرد و از آنان يارى خواست و بدين گونه گروهى از تباهكاران پيرامون وى گرد آمدند . ولى نمايندهء پدر وى در مدائن لشكريانى را به سركوبى وى فرستاد كه او را در گندىشاپور محاصره كردند . فرماندار مدائن ، همچنين ، شورش انوشزاد را به خسرو انوشيروان خبر داد . انوشيروان به دو نامهاى نوشت و فرمان داد كه در كار وى سختگيرى كند و او را اسير سازد . او نيز حلقهء محاصره را در گندىشاپور سختتر و تنگتر كرد تا لشكريان مدائن با پايدارى شديد پيش رفتند و شهر را گشودند و داخل شهر شدند و بسيارى از مردم شهر را كشتند و انوشزاد را گرفتار كردند . در اين گير و دار به انوشيروان خبر رسيد كه نياى مادرى وى داور رازى نيز طغيان كرده و بر فرماندار سيستان شوريده و با وى جنگ كرده است . فرماندار سيستان او را شكست داد و او گريخت و به شهر رخج پناهنده شد و در آن شهر شورش خود را پيگيرى كرد . بعد نامهاى به انوشيروان نوشت و پوزش خواست و خواهش كرد كه كسى را بفرستد تا شهر را به وى تسليم كند . انوشيروان همين كار را كرد و او را زنهار داد و بخشيد فيروز ، شاهنشاه ساسانى ، در ناحيهء صول و آلان - ساختمانهائى كرده بود كه موجب استحكام شهرهاى مرزى ايران مىشد . پسرش ،