ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

57

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به سرداران و شهسواران مهربانى و بخشش كرد و به كارگزاران و فرمانداران و استانداران آزادى عمل داد و دستشان را در كارها باز گذاشت و راه و روش اردشير را در پيش گرفت . شهرهايى را كه از ايران جدا شده بودند باز به ايران برگرداند كه از آن جمله سند و سندوست و رخج و زابلستان و طخارستان بود . در نازور گروه بسيارى را كشت و بقيه را از آن سرزمين راند . طوائف ابخاز و بنجر و بلنجر و آلان‌ها براى حمله به ايران و سرزمين‌هاى وابسته به ايران گرد هم آمدند و به ارمنستان تاختند تا مردم آن نواحى را غارت كنند چون راه تا ارمنستان ساده و آسان بود . خسرو انوشيروان چندى درنگ كرد و آنها را آزاد گذاشت تا هنگامى كه در كار خود گستاخ شدند و دستبرد و تاراج را از اندازه گذراندند . آنگاه سپاهيانى را به سركوبى ايشان فرستاد . به دست اين سپاه ، مهاجمان از پا در آمدند و كشته شدند جز ده هزار تن از آنان كه در بند اسارت افتادند و در آذربايجان به آنها سكونت داده شد . انوشيروان پسرى داشت به نام انوشزاد كه از همهء فرزندان وى بزرگ‌تر بود . به دو خبر دادند كه انوشزاد زنديق است - يعنى از كيش مزدك پيروى مىكند . انوشيروان نيز او را به جندىشاپور فرستاد و گروهى از مردان مورد اعتماد خود را كه در ديندارى ايشان اطمينان داشت بر او گماشت تا او را اصلاح و ادب كنند . انوشزاد تحت مراقبت اين عده بود كه شنيد پدرش ضمن