ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
51
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« من هميشه دو آرزو داشتهام و اميدوارم كه خداى عز و جل اين هر دو آرزو را با هم برآورد . » مزدك پرسيد : « اى پادشاه ، اين دو آرزو چيست ؟ » انوشيروان منذر بن ماء السماء را نشان داد و گفت : « آرزو داشتم كه به پادشاهى برسم و اين مرد شريف را بار ديگر به پادشاهى برسانم . آرزوى ديگرم هم اين بود كه همهء مزدكيان را بكشم . » مزدك پرسيد : « آيا مىتوانى تمام اين مردم را بكشى ؟ » انوشيروان پاسخ داد : « آرى . همه را . و حتى تو حرامزاده را هم خواهم كشت ! به خدا سوگند از روزى كه پاى تو را بوسيدم تا امروز هنوز بوى گند جوراب كثيف تو از بينى من بيرون نرفته است ! » آنگاه فرمان كشتن مزدك را داد . و او را بيدرنگ بردار كردند . سپس در سراسر شهرهاى ميان جازر تا نهروان و مدائن به كشتن مزدكيان پرداختند و در يك كشتار صد هزار زنديق را از پاى در آوردند و به دار زدند . [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] - خسرو ( انوشيروان ) با موبدان زرتشتى متحد شد تا مزدكيان را بر اندازد ، ولى نه طبقهء روحانيون و نه اشراف ، در زمان او هيچگاه به قدرت پيشين خود نرسيدند . خسرو در مسائل مذهبى جمود و تعصب نداشت . و نسبت به عقائد مختلفهء دينى و فلسفى وسعت نظر نشان مىداد . بقيه ذيل در صفحه بعد