ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

48

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

يمن آورده بودند شكايت كرد . آنگاه از شاهنشاه ايران براى جنگ با لشكريان حبشه يارى خواست و كشور يمن و دارائى آن سرزمين را شرح داد تا او را به تصرف يمن برانگيزد . خسرو انوشيروان گفت : « من دوست دارم كه نياز تو را برآورم ولى راه‌ها سخت و دور و دراز است و بايد در اين باره از هر جهة انديشه كرد . » بعد دستور داد كه خانه‌اى در اختيار ذو يزن بگذارند و از او پذيرائى كنند . بدين گونه ، ذو يزن در دستگاه انوشيروان ماند تا هنگامى كه عمرش به پايان رسيد و در گذشت . پسر او ، معدى كرب بن ذو يزن در خانهء ابرهه بزرگ شد و ابرهه را پدر خود مىپنداشت ولى چون روزى يكى از پسران ابرهه ، هم به او و هم به پدرش دشنام داد ، بدگمان شد و پيش مادر خود رفت و دربارهء پدر خويش به پرسش پرداخت . مادر او ناچار راستش را گفت : معدىكرب همچنان ماند و شكيبائى ورزيد تا ابرهه و پسرش ، يكسوم ، در گذشتند . آنگاه از يمن رفت و كارى كرد كه ما به خواست خداوند در جاى خود شرح خواهيم داد .