ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
46
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اين پيشنهاد پذيرفته شد و دو سردار حبشى به نبرد پرداختند . ارياط حربهء خود را بالا برد و بر سر ابرهه فرود آورد و چشم و بينى او را بريد . از آن ببعد ابرهه را « اشرم » ناميدند زيرا اشرم به معنى « بينى بريده » است . ابرهه غلامى داشت به نام عتوده كه ، به دستور ابرهه ، در پشت سر ارياط كمين كرده بود . عتوده همين كه ديد سرور وى ، ابرهه ، نزديك است شكست بخورد ، از پشت بر ارياط حمله برد و او را كشت . پس از كشته شدن ارياط ، ابرهه لشكريان حبشى را به فرمان خويش در آورد و بر شهرهاى يمن تسلط يافت و به عتوده گفت : « هرطور كه دلت مىخواهد ، با مردم رفتار كن . » عتوده گفت : « دلم مىخواهد در يمن هيچ عروسى پيش داماد نرود مگر اين كه من قبلا با وى هماغوشى كنم . » ابرهه با اين درخواست وى موافقت كرد و عتوده تا چندى اين كار را انجام داد و بىشرمانه شهوترانى كرد . سرانجام مردم به ستوه آمدند و يكى از اهالى يمن با وى در افتاد و او را كشت . ابرهه از كشته شدن او شادمان گرديد و گفت : « اگر من مىدانستم كه او تا اين اندازه سوء استفاده مىكند ، وى را آزاد نمىگذاشتم . » نجاشى پادشاه حبشه ، همين كه از كشته شدن ارياط به دست ابرهه آگاهى يافت ، سخت خشمگين شد و سوگند ياد كرد كه تا به