ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
44
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
قيصر ، سپس به پادشاه حبشه نامهاى نگاشت و سفارش كرد كه مردم يمن را يارى كند . پادشاه حبشه ، هفتاد هزار مرد را همراه دوس ذو ثعلبان روانه كرد و مردى را به فرماندهى آن سپاه گماشت كه ارياط خوانده مىشد . در اين سپاه ، همچنين ، مردى بود كه ابرهة الاشرم نام داشت . سربازان حبشى از راه دريا حركت كردند تا به ساحل يمن رسيدند . ذو نواس همين كه از هجوم حبشيان آگاهى يافت لشكريان خود را گرد آورد و بسيج كرد ولى در حقيقت جنگى روى نداد زيرا ذو نواس با دشمن خود زد و خورد كوتاهى كرد و تاب مقاومت نياورد و گريخت . ارياط و لشكريانش داخل خاك يمن شدند . ذو نواس هنگامى كه ديد چه بلائى بر سر او و كسانش آمده ، چنان شتابزده با اسب به سوى دريا تاخت كه ميان آب از اسب افتاد و غرق شد . ارياط پاى به خاك يمن نهاد و يك سوم مردان يمنى را كشت و يك سوم از بردگان يمن را نيز براى نجاشى فرستاد . بعد در آن جا ماند و به آزار مردم پرداخت . و نيز گفته شده است : همين كه سربازان حبشى از باب المندب به سرزمين يمن تاختند ، ذو نواس به فرمانروايان نواحى مختلف يمن نوشت كه گرد هم آيند و براى جنگ با دشمن همدستى و معاضدت كنند . ولى آنان پاسخ مساعدى ندادند و گفتند : « هر كسى تنها از شهرهاى خود دفاع خواهد كرد و براى