ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
27
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سخن دربارهء پادشاهى لختيعه پس از در گذشت عمرو و آشفتگى كار شاهان حمير ، يكى از حميريان كه وابستگى به خاندان شاهى نداشت و لختيعهء تنوف ذو شناتر خوانده مىشد ، بر آنان بشوريد و بنا به گفتهء ابن اسحاق نيكمردان حمير را از دم تيغ بيدريغ گذراند و خونشان را ريخت و خانهها و خاندانهاى شاهى را از ميان برد . او مردى بد راه و بزهكار بود و مىگفتند كار قوم لوط را انجام مىداد . از اين رو ، همين كه مىشنيد پسرى از شاهزادگان به سن بلوغ رسيده ، در پى وى مىفرستاد و او را مىآورد و در غرفهاى با وى نزديكى مىكرد كه رسوا شود و ديگر روى دعوى سلطنت را نداشته باشد . همين كه از نزديكى با او فراغت مىيافت ، سر را از روزنهء غرفه بيرون مىآورد و مسواكى در دهان مىگرفت تا بدين نشانه ، پاسداران و گماشتگان او دريابند كه آن كار زشت را با اين پسر انجام داده است . بعد او را مرخص مىكرد و بدين گونه او را مفتضح مىساخت .