ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

175

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بودم بسيار خوب انجام دادى زيرا راه را براى او باز گذاشتى تا پيش آيد و شهرهايى را بگيرد . اكنون كاملا به خود مغرور شده و خويش را توانا و پيروزمند مىداند . بنا بر اين وقت آن رسيده كه تو با لشكريان خود از پشت او بيائى و من هم از جلو راه را بر او بگيرم تا فلان روز در يك زمان از پيش و پس بر او و سپاهش حمله بريم و كارى كنيم كه حتى يك تن از آنان زنده نماند .

--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : 625 ميلادى هراكليوس « آمد » را بگرفت و بر شهربراز غلبه كرد . پس از آن ، شهربراز امپراطور را در كيليكيه دنبال نموده ، در نزديكى رود ساراس با او مصاف داد . ولى مجبور شد شبانه عقب‌نشينى نمايد . خسرو كه از فتوحات روم مضطرب شده بود ، خواست يك ضربت قاطع به رومىها وارد آورد . او دو اردوى بزرگ تشكيل داد : يك اردو تحت سردارى شاهين مأمور شد كه قسطنطنيه را محاصره كرده به يارى آوارها آن را تسخير نمايد . اردوى ديگر مأموريت يافت كه با شخص هراكليوس بجنگد . هراكليوس دفاع قسطنطنيه را به برادرش تئودور سپرده ، خود به سوى لازيكا شتافت و از آن جا به تفليس حمله برد ولى موفق نشد . از طرف ديگر ، پادگان قسطنطنيه به سردارى تئودور با شاهين بجنگيد ، و به واسطهء تگرگ و تندبادى كه عليه سپاه ايران مىوزيد ، توانست ايرانيان را عقب نشانده كالسدون را پس بگيرد . شاهين ، پس از اين شكست ، از بيم خشم خسرو پرويز ، خود را باخته دق كرد . شايد هم به فرمان خسرو او را به هلاكت رسانيده‌اند . آوارها هم به قسطنطنيه حمله بردند ولى موفق به تسخير آن نشدند بقيه ذيل در صفحه بعد