ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

164

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از سوى ديگر ، خسرو پرويز به انطاكيه رفت و ياران خود را پيش موريق ( موريس ) ، قيصر روم ، فرستاد . موريق به خسرو پرويز وعده داد كه او را در جنگ با بهرام چوبين يارى كند . دختر خويش را هم كه مريم نام داشت به عقد وى در آورد . آنگاه لشكريان بسيارى را كه شمارشان به هفتاد هزار مىرسيد ، بسيج كرد و همراه او فرستاد . در ميان سربازان رومى مرد دليرى يافت مىشد كه يك تنه با هزار مرد جنگى برابرى مىكرد . خسرو پرويز اين سپاه گران را منظم كرد . و با آن رهسپار آذربايجان شد . در آن جا بندويه و سرداران و سواران ديگر ، كه چهل هزار تن بودند ، از اصفهان و فارس و خراسان رسيدند و به دو پيوستند . با اين لشكر انبوه خسرو پرويز به سوى مدائن روانه شد . بهرام چوبين ، همين كه از لشكر كشى او آگاهى يافت ، با سپاه خود از پايتخت بيرون آمد و به جنگ خسرو پرويز شتافت . ميان آن دو تن جنگ سختى در گرفت و در ميدان كار زار آن شهسوار رومى كه يك تنه با هزار مرد جنگاور برابرى مىكرد ، كشته شد . سرانجام بهرام چوبين شكست خورد و گريخت و پيش پادشاه تركان رفت .

--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : نسبت به من خيانت نوروزى و نيرنگ به كار نبرى . » بسطام چنان كرد كه مراد پرويز بود . ( تاريخ بلعمى ، چاپ زوار ، جلد دوم ، ص 1083 )