ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
162
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كه او خود خسرو پرويز است . در اين حال بندويه ( كه به اصطلاح امروز : نقش خسرو پرويز را بازى مىكرد ) بهانه كرد كه چون راه زياد پيموده ، بسيار خسته است و احتياج به استراحت دارد . و از بهرام درخواست كرد كه شب را به وى مهلت دهد تا در دير بياسايد و بامداد خود را به وى تسليم كند . بهرام سياوشان ، كه احترام خسرو پرويز را بر خود واجب مىدانست ، به دو مهلت داد ، بامداد بندويه از دير بيرون آمد و به بهرام سياوشان فهماند كه شب گذشته بدان حيله آنها را معطل كرده تا خسرو پرويز به اندازهء كافى از دسترس ايشان دور شود . لشكريان بهرام بن سياوش ناچار او را گرفتند و به مدائن بردند و به زندان انداختند . [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] - در تاريخ بلعمى شرح جالبى از گفت و گوى خسرو پرويز با راهب دير آمده كه بدين مضمون است : راهب دير گفت : « قيصر روم دختر خويش را به تو خواهد داد و سپاهى هم در اختيارت خواهد گذاشت تا به روى و پادشاهى خويش بستانى . » پرويز پرسيد : « پادشاهى من چند سال طول مىكشد ؟ » راهب گفت : « تا هفده ماه ديگر . » پرويز پرسيد : « پادشاهى من چند سال طول مىكشد ؟ » گفت : « سى و هشت سال . » پرويز گفت : « تو از كجا مىدانى ؟ » گفت : « از كتب دانيال پيغمبر عليه السلام . و او همهء ملوك عجم را حكم بقيه ذيل در صفحه بعد