ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
135
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ابن اسحاق گفته است : حضرت رسول ( ص ) شش ساله بود كه آمنه ، مادر وى در ابواء ، محلى ميان مكه و مدينه در گذشت . او فرزند خود ، محمد ( ص ) ، را به مدينه آورده بود تا دائىهاى او ، كه از خاندان بنى نجار بودند ، او را ببينند . و هنگامى كه از اين سفر باز مىگشت ، زندگى را بدرود گفت . و نيز گفته شده است : آمنه به مدينه رفت تا آرامگاه شوهر خود ، عبد الله ، را زيارت كند . پيغمبر خدا ( ص ) و ام ايمن پرستارش هم با او بودند . هنگامى كه از اين سفر برگشت ، در ابواء از جهان رفت . همچنين گفته شده است : عبد المطلب به ديدن دائىهاى خويش ، كه از بنى نجار بودند ، رفت و آمنه و محمد پيغمبر خدا ( ص ) را نيز با خود برد . پس از بازگشت از اين سفر ، آمنه در مكه زندگى را بدرود گفت و در گردنه ابو ذر به خاك سپرده شد . ولى روايت نخستين درستتر است . مردان قريش هنگامى كه به جنگ احد رفتند كوشيدند تا آرامگاه آمنه را بشكافند و پيكرش را بيرون اندازند . ولى برخى از ايشان گفتند : « ديدن تن زنان براى مردان شرم آور است و اگر چنين كارى بكنيد احتمال دارد كه ياران محمد نيز انتقام آن را از زنان شما بكشند . » با اين سخن ، خداوند گزندشان را از آرامگاه مادر پيغمبر خدا ، صلّى اللّه عليه و سلم ، دور ساخت . ابن اسحاق گفته است :