ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

105

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بود زيرا از لحاظ سالخوردگى بزرگترين آنان به شمار مىرفت . ولى پيشواى فرزندان عبد الدار كه به نگهدارى و حفظ ايشان مىپرداخت ، عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بود . فرزندان اسد بن عبد العزى بن قصى ، فرزندان زهرة بن كلاب ، فرزندان تيم بن مره و فرزندان حارث بن فهر بن مالك بن نضر ، با فرزندان عبد مناف همدست شدند . فرزندان مخزوم ، فرزندان سهم ، فرزندان جمح و فرزندان عدى بن كعب نيز به فرزندان عبد الدار پيوستند . عامر بن لؤى و محارب بن فهر از اين دسته بندى بر كنار ماندند و به هيچيك از دو دسته ملحق نشدند . بارى ، افراد هر گروه در ميان خود سوگند استوار ياد كردند و پيمان بستند كه هرگز در زير بار گروه ديگر نروند و تسليم نشوند . فرزندان عبد مناف بن قصى كاسه‌اى در ميان نهادند كه پر از گلاب يا مايع خوشبوى ديگرى بود . مىگفتند يكى از زنان بنى عبد مناف آن را براى ايشان آورده و در حرم نهاده بود . فرزندان عبد مناف دست‌هاى خويش را در آن كاسه فرو مىبردند و بدين گونه به هم دست مىدادند و پيمان مىبستند و دست خود را به ديوار كعبه مىماليدند كه بدين وسيله خود را ملزم به نگهدارى پيمان كرده باشند . از اين رو ، فرزندان عبد مناف ، مطيبين ( يعنى : خوشبويان ) ناميده شدند . فرزندان عبد الدار و قبائل همدست ايشان نيز در خانهء كعبه با هم پيمان بستند كه به فرمان دستهء ديگر گردن ننهند و تسليم نشوند . اين دسته نيز « احلاف » ( يا : هم سوگندان هم پيمانان ) خوانده شدند .