ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

72

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

برايت مىآورديم ، اگر آشاميدنى مىخواستى بهترين آشاميدنى را برايت آماده مىكرديم . ولى از اين پس براى تو تنها آب و گل مىآوريم . » بدين قرار آنها هر جا كه موريانه باشد برايش آب و گل مىبرند . آيا گلى را كه در ميان چوب است نمىبينيد ؟ اين همان گلى است كه اهريمنان براى موريانه مىآورند ! گفته شده است : پريان و ديوان از خستگى و سختى و رنجى كه هنگام كار مىديدند ، پيش ديو كار آزموده و پخته‌اى شكايت بردند . برخى گفته‌اند كه پيش ابليس شكوه كردند . او گفت : « مگر چنين نيست كه شما بارهاى سنگين را مىبريد و به مقصد مىرسانيد و هنگام بازگشت ديگر بارى نداريد و دستتان خالى است ؟ » گفتند : « آرى . چنين است . » گفت : « پس هر بار كه دست خالى برمىگرديد فرصت آسايشى داريد و مىتوانيد كه از آن ، هر چه بيش‌تر ، استفاده كنيد . » اين اندرز را باد به گوش سليمان رساند . سليمان به نگهبان ديوان فرمان داد كه وقتى ديوان بارها و آلاتى را كه مورد نياز ساختمان است در محل كار و ساختمان آوردند و خواستند باز گردند ، آنچه را كه از بنايى زياد آمده و به كارى نمىخورد بارشان كند تا در برگشتن بارشان سنگين‌تر باشد و در راه درنگ نكنند و تندتر بروند و كار را زودتر انجام دهند . ديوان كه چنين ديدند ، پيش كسى كه از بسيارى كار