ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

248

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : جنگ دوم با روم - فرهاد به قدرى با نجبا سختگيرى مىكرد كه بعضى از آنها جلاى وطن كردند . من‌زس ( به ضم ميم و كسر زاء ) يكى از سرداران نامى او ، نزد مارك آنتوان ، كه يكى از سه زمامدار روم و والى مصر بود ، رفته به او گفت : « حالا موقع آن رسيده كه روم از ايران انتقام شكست كراسوس را بكشد . » فرهاد وقتى كه اين خبر را شنيد ، از سردار مزبور استمالت كرده ، احضارش نمود و آنتوان توسط او از فرهاد خواهش كرد كه بيرق‌هاى رومى و اسرائى را كه حيات دارند به روم مسترد دارد . ولى اين ظاهر كار بود و باطنا آنتوان تهيهء جنگ مىديد . وقتى كه تجهيزات او كامل شد ، با لژيون‌هائى كه عدهء نفراتشان به صد هزار مىرسيد ، عزيمت ايران نمود و پادشاه ارمنستان ، آرتاواردس ( به كسر دال ) شش هزار پياده و همان قدر سوار به او داد . آنتوان مىخواست از طرف فرات وارد خاك ايران شود ولى چون ديد پارتىها همه جا را گرفته محكم دارند ، به طرف ارمنستان رفت . پادشاه ارمنستان به او گفت كه تمام قشون ايران در نواحى فرات است و بنابر اين به سهولت مىتوانى به آذربايجان حمله برده ، پايتخت آن را كه پراسپا ( به فتح پ و راء و الف و سكون سين ) است ، تسخير كنى . بقيه ذيل در صفحه بعد