ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

226

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از پادشاهانى كه بر نواحى جبال دست يافتند و پس از آن فرزندانشان نيز بر سواد چيره شدند ، اشك بن جزه ( يا : حره ) بود .

--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : در اين جا مبادرت مىشود : پارتىها و شاهان اشكانى راجع به نژاد پارتىها مدتى بين مورخين و محققين اختلاف بود . بعضى آنها را از نژاد ايرانى ميدانستند و برخى از نژاد زرد ( چينى و مغول ) و عده‌اى از اختلاط هر دو ، و ليكن پس از غور در زبان و عادات و اخلاق آنها اين عقيده قوت يافته كه پارتىها از آريان‌هاى ايرانى بوده‌اند ولى از جهة همجوارى با سكاها عادات و اخلاق و مذهب اينها در آنها اثر كرده بود . توضيح آنكه قسمتى از سك‌ها موسوم به عشيرهء داه در زمان قديم اراضى بين گرگان و كراسنو و دسك امروزى را - كه در كنار جنوب شرقى بحر خزر است اشغال كرده بود . و به همين جهة اين صفحه را دهستان ( مخفف داهستان ) مىناميدند . بعدها بواسطهء مجاورت پارتىها با اين مردم بين آنها اختلاطى حاصل شد و از عشيرهء داه طايفهء آپارنى ممتاز گرديد و دودمان اشكانى از اين طايفه بيرون آمد . بنابر اين ، نژاد اشكانيان به سكاها مىرسيد ولى از جهة توطن طولانى در ايران اشكانيان نيز ايرانى شده بودند . از آنچه گفته شد روشن است كه نمىتوان اشكانيان را مردم يا سلسلهء خارجى پنداشت . بعضى از نويسندگان ايرانى به ملاحظاتى آنها را از نژاد زرد بقيه ذيل در صفحه بعد