ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
189
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
پنجمى گفت : « اين كسى است كه مرگ را از ديده پنهان و آرزوى خويش را در پيش چشم مىداشت . آيا توانست از مرگ دور ماند تا به برخى از آرزوهاى خود برسد ؟ يا توانست با جلوگيرى از مرگ ، آرزوهاى خود را برآورد ؟ » ششمى گفت : « اى كوشندهء رنجديده ، گرد آوردى آنچه را كه هنگام نياز به كارت نيامد . گرانى آن بارها را تحمل كردى و ارتكاب آن گناهان را به گردن گرفتى . با اين وصف آن دارائى براى ديگرى ، و گناهش براى تو ماند . »
--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحهء قبل : براى راحت روح هفستيون ، ( به كسر هاء و فاء ) ، سردار محبوب اسكندر كه تازه درگذشته بود ، قربانى كردند . پس از آن اسكندر عزيمت بابل نمود و سفرائى را كه از قرطاجنه و حبش و ايتاليا و گل ( فرانسهء امروزى ) آمده بودند ، پذيرفت . و به خيال تسخير عربستان افتاده با اين مقصود در صدد تحقيقات راجع به شبه جزيرهء عربستان و ساختن كشتىها به توسط فينيقىها برآمد . ولى به علت تبى كه از باتلاقهاى بابل بر او مستولى شده بود و ناپرهيزى درسى و دو سالگى درگذشت ( 323 پيش از ميلاد ) ( تاريخ ايران - تاليف مشير الدوله - چاپ خيام - ص : 109 - 135 ) بقيه ذيل در صفحه بعد