ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
187
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سومى گفت : « روزگار چه تند مردم را از تن دور و به تابوت نزديك مىكند ! »
--> [ ( ) ] « فتوحاتى كه شده ، كافى است و هر زحمتى حدى دارد . » اسكندر نمىخواست مراجعت نمايد تا اين كه كينوس ( به ضم كاف و سكون ياء و ضم نون ) ، يكى از سرداران اسكندر ، به او گفت : « از يونانىهائى كه با تو آمدهاند ، عدهء كمى باقى مانده و اگر بخواهى به جهانگيرى ادامه دهى ، بهتر است برگشته ، قشون جديدى تهيه نمائى . » پس از آن اسكندر به رود جلم برگشت و در آن جا كشتىهائى به امر او ساختند كه گنجايش هشت هزار نفر را داشت . اسكندر ، نهآرخ ( به كسر نون ) ، يكى از سرداران خود را مأمور كرد كه با اين كشتىها از درياى عمان تا خليج فارس سياحت نموده ، تحقيقاتى در باب صفحات مجاور دريا به عمل آورد . و خودش با قسمتهاى ديگر سپاهيانش به طرف مصب آن عازم گرديد . ( 326 پيش از ميلاد ) در پاتالا ، شهرى كه در جائى واقع شده كه سند منشعب مىشود ، او يكى از سرداران خود را كه كراتروس ( به كسر كاف و تاء ) نام داشت مأمور كرد با فيلها و سپاهيان از كار افتاده از راه رخج و سيستان به طرف ايران حركت كند . و خود از راه بلوچستان به طرف ايران عزيمت نمود ، ( 325 پيش از ميلاد ) اسكندر در مراجعت به ايران از پاتالا به طرف اقيانوس هند سرازير بقيه ذيل در صفحه بعد