ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
182
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« بگذاريد هر يك از شما درين جا سخنى گويد كه خواص
--> [ ( ) ] بعد از اين جنگ ، اسكندر داريوش را تا آربل ، كه در مسافت هفده فرسخ از دشت نبرد بود ، تعقيب كرده ، بعد به بابل رفت و مانند كورش بزرگ دست مجسمهء بل مردوك را گرفت و حكم كرد معابدى را كه در زمان خشايارشا خراب كرده بودند ، تعمير نمايند . پس از آن به شوش درآمد و پنجاه هزار تالان طلا ( به پول امروزى تقريبا شصت ميليون تومان ) كه در خزانهء شوش بود ، تصرف كرد . بعد به طرف پرسپوليس ( تخت جمشيد امروزى ) و پاسارگاد ( مشهد مرغاب كنونى ) از راه بهبهان روانه شد . كسىها ( به كسر كاف و تشديد سين ) ( او كسيان يونانىها ) باج از اسكندر خواستند زيرا در اواخر دورهء هخامنشى معمول شده بود كه شاهان انعامى به آنها مىدادند . بعد از راندن آنها ، اسكندر به دربند پارس ( كوهكيلويهء كنونى ) رسيده ، دچار مقاومت شديد آريوبرزن ( به ضم باء و فتح زاء ) و سپاهيان او گرديد . چون مقدونىها نتوانستند بر آنها فائق آيند ، اسكندر مجبور شد همان كار كند كه ايرانىها در ترموپيل كردند . بنابر اين ، قسمتى از قشون يونانى از كوره راهها حركت كرده ، پشت سر مدافعين را گرفت و آنها را قلع و قمع نمود . اين يگانه مدافعهء مرتب و صحيحى بود كه در اين زمان به عمل آمد . بعد از ورود به پرسپوليس ، اسكندر كشتارى در شهر راه انداخت و بقيه ذيل در صفحه بعد