ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

162

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بايد با گياهى كه به فارسى سندر خوانده مىشود ، درمان كرد . از اين رو همسر دارا خود را با آب آن گياه شست و در نتيجهء اين شست و شو ، آن بوى بد تا اندازهء زيادى كاهش يافت ولى به كلى از ميان نرفت . دارا كه چنين ديد ، از همسر خود دست كشيد و او را به نزد خانواده‌اش برگرداند . زن كه از او آبستن بود ، در ميان خانوادهء خود پسرى زاد و او را به نام خود به اضافهء نام گياهى كه در آن شست و شو كرده بود ، موسوم ساخت . اسكندر ، پس از درگذشت پدر بزرگ ، يعنى پدر مادر خود ، به پادشاهى رسيد و از پرداختن خراجى كه او به دارا مىداد ، خوددارى كرد . هنگامى كه دارا كسى را پيش وى فرستاد تا خراج سالانه را كه تخم طلا بود بگيرد ، اسكندر پاسخ داد : « من آن مرغى را كه چنين تخمى مىگذاشت كشتم و گوشتش را خوردم . اكنون ، اگر صلح بخواهى صلح مىكنيم و اگر در پى جنگ باشى مىجنگيم . » ولى بعد ، اسكندر از پيكار با دارا بيمناك شد و پيشنهاد صلح كرد . دارا با كسان خود به كنكاش پرداخت و آنان چون كينهء وى را در دل داشتند و بدخواه وى بودند ، او را به جنگ با اسكندر برانگيختند . دارا نيز به اسكندر اعلان جنگ داد . اسكندر كه چنين ديد ، براى از ميان بردن دارا به دو تن از پرده‌داران وى نامه‌اى نوشت و دستور داد كه به دارا حمله برند