ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
149
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او و يارانش از آن جا گذشتند ولى ديگر باز نگشتند . ياسر كه چنين ديد دستور داد تا بتى از مس بسازند . و پس از اين كه ساخته شد ، آن را بر تخته سنگ بزرگى نصب كرد و بر سينهء سنگ نوشت : « اين بت ، از آن ياسر انعم حميرى است ، در پشت اين بت هيچ گذرگاهى نيست و نبايد هيچ كس را به عبور از آن واداشت كه نابود خواهد شد . » و نيز گفته شده است : در آن سوى اين ريگزار گروهى از پيروان حضرت موسى عليه السلام مىزيستند و همان كسانى بودند كه خداوند درين فرمودهء خود به آنان نظر داشته است : وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ [ ( 1 ) ] ( از پيروان موسى گروهى به دين حق راه مىيابند و بدان مىگروند . ) خدا حقيقت را بهتر مىداند . پس از او تبع تبان اسعد ، ابو كرب بن ملكيكرب ، تبع بن زيد بن عمرو بن تبع به فرمانروائى رسيد . اين همان ذو الاذعار بن ابرهه ، تبع ذو المنار بن رايش بن قيس بن صيفى بن سباست . او را زايد مىخواندند . اين تبع [ ( 2 ) ] در روزگار بشتاسب ( ويشتاسب ) و اردشير
--> [ ( 1 ) ] - سوره اعراف - آيه 159 [ ( 2 ) ] - تبع ( به ضم تاء و فتح باء مشدد ) : لقب گروهى از پادشاهان يمن بوده است .