ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

146

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سرانجام به بزرگ‌ترين شهر توران زمين رسيد و آن جا را با قهر و غلبه گرفت و پادشاه ترك و برادران و جنگجويان او را كشت و دارائى او را به دست آورد و زنانش را اسير كرد . اسفنديار دو خواهر خود را نيز از بند تركان آزاد ساخت و فتوحات خود را ادامه داد و شهرهاى ديگرى را گشود و تا آخرين حدود مرزهاى توران زمين تاخت و تا تبت پيش رفت . آنگاه به سرداران ترك امان داد و هر شهرى را كه گرفته بود به يكى از ايشان سپرد و خراجى نيز معين كرد و آنان را موظف ساخت كه هر سال خراج شهرها را به پدرش ويشتاسب بپردازند . سپس به بلخ بازگشت . ويشتاسب به آنچه از حيث نگهدارى كشور و پيروزى بر تركان از اسفنديار ديده بود ، بر او رشك برد ولى رشك خود را پنهان نگاه داشت و به اسفنديار فرمان داد تا سپاهى آماده سازد و براى پيكار با رستم پهلوان ، به سيستان برود . درين باره به دو گفت : « اين رستم در ميان شهرهاى ماست و از ما فرمانبردارى نمىكند زيرا شاه كيكاووس او را آزاد گذارده و سيستان را به دو بخشيده است . » ما ضمن شرح پادشاهى كيكاووس ، اين موضوع را ذكر كرديم . غرض ويشتاسب از فرستادن اسفنديار به جنگ رستم اين بود كه در آن جنگ يا رستم اسفنديار را بكشد يا اسفنديار رستم را . چون از رستم نيز به سختى بيزار بود . اسفنديار لشكريان خود را گرد آورد و به جنگ رستم رفت تا سيستان را از او بگيرد .