ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
136
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گرداند ؟ » جواب داد : « آرى . » گفت : « پس برگرد و روزه بگير و خود را پاكيزه كن و فردا همين هنگام درين جا بيا . » عزير دستور او را به كار بست و روز بعد در همان وقت بدان جا رفت و چشم به راه او شد . آن مرد آمد و ظرفى در دست داشت كه آبى در آن بود . او فرشتهاى بود كه خداوند وى را به گونهء انسان پيش عزير فرستاده بود . از آبى كه در دست داشت به عزير نوشاند و عزير ، همين كه آب را نوشيد ، تورات بر لوح سينهاش نقش بست . از اين رو ، پيش فرزندان اسرائيل بازگشت و تورات را در ميانشان نهاد تا به راهنمائى آن كتاب ، حلال و حرام و حدود هر يك را باز شناسند . فرزندان اسرائيل كه چنين خدمتى را از عزير ديدند ، دوستدار او شدند به اندازهاى كه هرگز هيچ چيز و هيچ كس ديگر را مانند او دوست نداشته بودند . عزير كارشان را سر و سامان داد و روزگارى در ميانشان ماند تا هنگامى كه خداوند او را از جهان برد . پس از درگذشت عزير ، ميان فرزندان اسرائيل لغزشهائى روى داد و گناهانى از ايشان سر زد تا جائى كه برخى از آنان گفتند : « عزير پسر خداست ! »