ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

134

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . [ ( 1 ) ] ( مىدانم كه خدا در انجام هر كارى تواناست . ) و نيز گفته شده است : كسى كه خدا او را ميراند و يكصد سال در خواب مرگ نگاه داشت و بعد زنده‌اش كرد ، عزير بود . عزير ، پس از آن كه زنده شد ، در بيت المقدس به سوى خانه خود ، همچنان كه نشانى آن را مىدانست ، به راه افتاد . دم در خانه ، پير زنى نابينا و بيمار و زمينگير يافت كه يكصد و بيست سال از عمرش مىگذشت . اين زن روزگارى كنيزك جوان او بود . عزير از او پرسيد : « اين جا خانهء عزير است ؟ » جواب داد : « آرى . » آنگاه گريست و گفت : « جز تو هيچ كس ديگرى را نديدم كه يادى از عزير بكند . » عزير كه اين سخن را از او شنيد ، گفت : « من خود عزير هستم . » پير زن - كه حرف او را باور نمىكرد - گفت : « عزير هر چه از خدا مىخواست ، خواهش وى پذيرفته مىشد . اگر تو عزير هستى ، از خدا بخواه كه تندرستى مرا به من بازگرداند . » عزير دربارهء او دعا كرد . پير زن بينائى خود را باز يافت .

--> [ ( 1 ) ] - سوره بقره - آيه 259