عماد الدين حسن بن علي الطبري

84

كامل بهائى ( فارسي )

شجاعت على عليه السّلام هيچ مدبرى را زهره آن نبود كه در راه زحمت به ايشان دهد بقطع طريق يا مانند آن . على عليه السّلام پياده از مكه هجرت كرد و به مدينه آمد و بقبا برسيد و امير المؤمنين با جمله اهل و عيال رسول صلّى اللّه عليه و آله به مدينه رفتند در خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله به يك روز . پس چنان كه به اول هجرت على عليه السّلام خليفه و قائم مقام رسول صلّى اللّه عليه و آله بود بايد كه به آخر نيز قائم مقام و خليفهء او باشد كه سنت رسول باقى ماند و منسوخ نگردد تا به روز قيامت . ابو بكر در آن روز خدمتكار بود و چون مكاريان « 1 » در خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله بود خليفه وى بر امت على بوده است و هيچ بشرى در اين كار لايق نبود . چنان كه خليفهء اول هجرت از شهرى به شهرى على بود بايد كه خليفهء آخر كه هجرت مىكرد از خانهء فانى به خانهء باقى هم او باشد به حكم ، ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ ( ق 28 ) تبديل نيايد گفتار نزد من . دليل پانزدهم : چون رسول از غزاى حنين فارغ شد حق تعالى او را خبر داد كه ترا بغزاى تبوك مىبايد رفتن و تبوك موضعى است در ديار روم . جبرئيل آمد كه آنجا حرب نباشد بدين سبب به على محتاج نيست كه ايشان با تو صلح كنند و رضاى تو حاصل نمايند ، و منافقان مدينه و اعراب كه در حوالى مدينه بودند بر آن بودند كه چون رسول از مدينه غائب گردد مدينه را غارت كنند و عورات و اطفال مهاجر و انصار را اسير كنند و تاراج نمايند و اين سبب خرابى دين مىشد و فساد و بدنامى عرض « 2 » اهل اسلام . و چون چنين بود جبرئيل گفت اللّه تعالى مىفرمايد كه على را در مدينه بگذار و او را خليفهء خود گردان رعايت حفظ دين و اسلام را : لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ( حشر 13 ) بتحقيق كه شما سخت‌تريد در هيبت و ترس در دلهاى ايشان از نزد خداى . و جمعى عظيم منافقان در ميان شمااند حق تعالى مىخواهد كه منافقان را از مؤمنان تميز كند و مؤمنان نفاق ايشان بدانند . رسول صلّى اللّه عليه و آله چون از جبرئيل اين حال استماع كرد چند روز تحريص مىكرد مردم را به زحمت و منادى بغزاى تبوك . بسيارى خلق ابا كردند و تقاعد نمودند و تكاهل و جمعى تعلل آوردند كه تابستان است و گرماى عظيم و وقت ارتفاع ميوه‌ها و اگر ما به سفر رويم جمله تلف مىشويم و مع هذا ما را با عدو قوّت قتال نيست . رسول صلّى اللّه عليه و آله على را به نيابت و خلافت خود نصب كرد ذايعا « 3 » شايعا نصبى روشن و

--> ( 1 ) - مكاريان : كرايه دهنده ، كس كه اسب و شتر و ساير چهارپايان را به كرايه مىدهد . ( 2 ) - عرض : ناموس و آبرو ( 3 ) - ذايع : آشكار ، شايع