عماد الدين حسن بن علي الطبري

70

كامل بهائى ( فارسي )

كرده‌اند آن را و اعانت كردند بر آن قوم ديگر پس به تحقيق آمدند بظلم و دروغ . در مواضع نامعدود امثال اين در قرآن هست كه يكى افترا كرده و ديگران متابعت وى مىكردند و معاونت بر آن ظلم ، و در قيامت تبع با متبوع تبرى كنند كما قال : رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا * رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً ( احزاب 68 - 67 ) گويند خدايا ما اطاعت كرديم مهتران خود را و بزرگان خود را و پس گمراه كردند ما را از پروردگار ما بر ايشان فرست دو چندان از عذاب و دور گردان ايشان را از رحمت خود دور گردانيدنى بزرگ . و قال : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ ( ابراهيم 34 - 33 ) . الجواب الآخر ، مكلف را نظر واجب است تقليد غير جائز و مقلد حق هم هالك چون مقلد باطل . عامه را واجب بود و لازم بلكه علماء را نيز تتبع احوال كردند عند استماع بقبيح صورت شيعه و ائمه كه خاندان رسول‌اند . الجواب الآخر ، مكلف بايد كه التفات به طريق مادر و پدر و اهل باطن كند چون پادشاه سعيد سلطان محمود سبكتكين به عراق آمد و رايت دولت او به شهر رى رسيد جمعى ناصبيان نزد او رفتند و شكايت كردند كه شيعه سب صحابه مىكنند . سلطان چون از سر عقل به تفحص افتاد و به توفيق الهى در اين كار خوضى تمام كرد او را معلوم شد كه شيعه بر حق‌اند و مرجيه و قدريه بر باطل ، شيعى شد و آن اعتقاد باطل كه داشت ترك كرد الّا آنكه از خوف ملك چون عالميان را در ضلالت ديد پنهان مىداشت مذهب خويش را و تا زنده بود به مدد شيعه و سادات مىكوشيد چنان كه مقدور شد . و اين قصه ابو الفضل كرمانى در تاريخ خويش ذكر كرده است ، و خواص خلفا و وزير و غيره كه صاحب شغل بودند دائما بر مذهب شيعه بودند ، و امرا و ملوك مازندران أبا عن جد كذلك مؤمن بودند و امير عضد الدولة ، و ركن الدولة ، و ناصر الدولة و قبلهء ايشان همچنين در ميان خلفا شيعى بودند اما اعتقاد مخفى مىداشتند از ايشان ناصر خليفه بود و از خواجگان سلف آن دولت كه صاحب كافى را بود هيچ كس را نبودى . و وى را ده هزار بيت بود بعضى در منقب اهل البيت و بعضى در باب تبرى از اعادى ايشان ، و از وزراى سلطان خوارزم دائما قمى و كاشى بودندى . و خليفه آخرين كه كرخ را غارت كرد و اولاد و اهل بيت رسول صلّى اللّه عليه و آله را غارت كرد بر وى مبارك نشد و بىخلاف در سر آن شد . سلطان ملك شاه كه سخن نظام الملك قبول كرد و بسيارى از شيعه را بكشت سالى