عماد الدين حسن بن علي الطبري
389
كامل بهائى ( فارسي )
* باب چهاردهم * قصه غار در آيه غار او را فضلى نيست زيرا كه ابليس با نوح در سفينه بود و جمله سباع و درندگان و بهائم ، و سگ اصحاب كهف با ايشان در غار بود ، و زن نوح و لوط صاحبات نوح و لوط بودند . و دليل ، قوله تعالى : يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ ( عبس 36 - 34 ) روزى كه بگريزد مرد از برادر خود و مادر خود و پدر خود و يار خود و فرزندان خود . و در سورهء كهف آمد : قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا ( كهف 35 ) گفت او را صاحب او و آن صاحب را سرزنش مىكرد كه آيا كافر شدى با آنكه آفريد تو را از خاك و باز از نطفه پس راست كرد مردى ، پس در صحبت چه فضيلت باشد او را . و لقد عدوت و صاحبى و حشية * تحت الرداء بصيره بالمشرف و لقد دعوت الوحش فيه و صاحبى * محض القوائم من هيجان هيكل صاحب اينجا ، اسب است اما آنكه گفت « ان اللّه معنا » حق تعالى با جمله برّ و فاجر باشد كما قال تعالى : ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ ( مجادله 8 ) نباشد در مناجات هيچ سه تن مگر آنكه خداى چهارم ايشان باشد ، و نه پنج تن مگر آنكه خداى ششم ايشان باشد پس « ان اللّه معنا » وى را فضلى نباشد . و اما آنچه فرمود : فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ ( توبه 40 ) اين سكينه عائد است به رسول . وجه اول ، آنكه عطف كرد تا اينجا « و أيده بجنود لم تروها » اتفاق است كه ملائكه بر