عماد الدين حسن بن علي الطبري

33

كامل بهائى ( فارسي )

* باب دوم * در اقسام نعمت اما آنچه اعظم النعم است اول آن وجود است بعد از عدم دوم بذل حيات است و امتياز از جمادات سوم آن خلقت مخصوص است به صورت انسانيت كه هم خلاصهء بشرى كه آن عقل است و ترقى به نظر و استدلال بعالم ملكوت و رفعت درجه به عمل صالح : إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ( فاطر 11 ) يعنى بسوى او بلند شود سخن خويش و عمل نيك بر دارد او را . و هم اختلاط بهيمى كه ادنى المراتب است در حيوان . پس اگر امتثال اوامر و نواهى كنيد : ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ( حشر 7 ) يعنى آنچه رسول آورده به شما فراگيريد و آنچه شما را از آن بازداشته بازايستيد . از مرتبهء ملائكه بگذريد و اگر از حزب الشيطان و تبع المعصية گرديد از مرتبهء بهائم كمتريد زيرا كه بهائم را قوت دفع وساوس شيطانى نيست بخلاف انسان بدليل قوله تعالى : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ( اسراء 72 ) يعنى ما مكرم گردانيديم فرزندان آدم را و سوار كرديم ايشان را در بيابان و دريا . چهارم كمال عقل است كه خلاصهء وجود است و انموذجى از عالم ملكوت و سبب حيات باقى و سلطان عادل بر عالم طبيعت و مفتى آستانهء شريعت و قاضى مولى از قبل واجب الوجود . كه معرف صانع و ادراك كليات و جزئيات از عالم علوى و سفلى جز به وى نتوان كردن . و هر چه در نظر ارادت و بصر وى آيد حق بود ، و هر چه در قول وى آيد صدق بود و هر چه وى استماع كند كند آن صواب باشد : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى * أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى ( نجم 12 - 11 ) . و قواى خمس باركان و عناصر جسمانى جمله بنده و مطيع وىاند : وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ * ( نحل 52 ) و جنة المأوى نتيجهء انقياد فرمان وى و نعيم و حور و قصور و حصول