عماد الدين حسن بن علي الطبري
324
كامل بهائى ( فارسي )
حق و داده نمىشود غنيمت غير آن كس را كه خداى گردانيده براى او . چون خلق پراكنده شدند رسول اللّه با على گفت وحى چنين خبر داد مرا كه ايشان دشمن تواند « و قد بين اللّه امرهم فاحذرهم انى يؤفكون » خداى بيان كرده از كار ايشان پس حذر كن از ايشان به هر جا كه باشند « 1 » . فصل هفتم بدان كه ابو بكر از جمله انصار نبود بلا خلاف و نه از مهاجر به چند وجه . اول : آن كه چون خادم رسول صلّى اللّه عليه و آله بود مثل دليل رسول و جمال رسول كه ملازمان بودند اگر دليل و جمال را مهاجر توان گفتن او را نيز توان گفتن « و هذا باطل فذاك باطل » . دوم : وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ( نساء 101 ) هر كه بيرون آيد از خانه خود در حالى كه هجرتكننده باشد از آن به سوى خداى و رسول او ، بايد بنص قرآن كه هجرت براى خداى باشد و بر رسول به حرف « الى » گفت نه به حرف « مع » كه مصاحب راست و او نه چنين آمد هر كه به عقب رسول بيامد مهاجر بود . سوم ، ابو بكر و عمر و عثمان و بسيارى از صحابه را غرض هجرت خطبهء فاطمه بود و خدا و رسول ايشان را از آن محروم گردانيده و به على عليه السّلام داد « 2 » . و نيز رسول گفت : انما الاعمال بالنيات ، و لكلّ امرئ ما نوى ، فمن كانت هجرته الى اللّه و رسوله ، فهجرته الى اللّه و رسوله ، و من كانت هجرته الى دنيا يصيبها او امرأة يتزوجها فهجرته الى ما هاجر اليه « 3 » . به درستى كه نيست هيچ از اعمال مگر به نيتها و به درستى كه براى هر مردى است آنچه نيت كرده پس هر كه هجرت او به سوى خداى و رسول باشد او مهاجر خدا و رسول است هر كه هجرت او براى دنيا باشد كه به او رسد يا زنى كه به عقد خود درآورد پس هجرت او به سوى آن چيزى است كه مهاجر بوده به سوى او . چهارم ، مورخان گفتند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله بقبا نزول فرمود ابو بكر اجازت خواست و
--> ( 1 ) - سند اين مطلب بدست نيامد . ( 2 ) - اگر غرض آنها از هجرت ، ازدواج با دختر پيامبر ( ص ) بوده قطعا غرض اصلى نبوده است قبلا بيان شد كه به طمع خلافت مسلمان شدند . ( 3 ) - صحيح مسلم كتاب الاماره ح 1907 و صحيح بخارى كتاب الايمان ح 54 .