عماد الدين حسن بن علي الطبري

303

كامل بهائى ( فارسي )

آنجا بيرون آيند و كار خلافت بسازند ، انصار در اضطراب افتاده بودند براى خلافت سعد بن عباده اين حال را به مغيرة بن شعبه معلوم كرد برخاست و پيش ابو بكر و عمر و عثمان رفت و حال با ايشان بگفت و معلوم نمود ايشان را كه انصار به چه كار مشغول‌اند . عمر گفت دفع انصار هم به دست على عليه السّلام بايد كردن كه ما را قوت دفع انصار و جواب حجت ايشان نباشد . مغيره از نيت بد و عداوتى كه با على داشت گفت اين چه سخن باشد كدام عاقل چنين گويد اگر تو كه عمرى على را در جزو از كارها شريك گردانى هيچ كارى تو را ميسر نشود با تمام رسانيدن و بنى هاشم را بر خود حاكم كرده باشى و تا زنده باشى و فرزندان ما باشند تا روز قيامت اسير اولاد ابو طالب باشند و رعيت و ذليل ايشان زيرا كه او مردى است پرعلم و صاحب حجت زنهار نبايد كه به مشاورت با او خوضى نمائى كه به غايت دور است از صواب . عمر گفت يا مغيره راى دوستانه زدى چه بايد كرد . گفت بازگرد تا به گوشه رويم و تدبير دفع ايشان كنيم و فرصت نگاهداريم پيش از آنكه على عليه السّلام با بنى هاشم به اين كار پردازند پس دست ايشان گرفت و روى به سقيفه نهادند و كار تمام كردند . و جمله علماى اهل بيت بر آنند كه ايشان به دفن و عزا و نماز رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضر نشدند و عذر آوردند كه آن فرض كفايت است و جمعى بنى هاشم بدان قيام نمودند حضور ما به وجوب ساقط شد و اين كار نيز هم كار دين است لا بد كه خليفه نصب بايد كردن و ندانستند كه كار دين به ايشان تعلقى ندارد بلكه به حق تعالى تعلقى دارد و به صاحب شرع محمد صلّى اللّه عليه و آله رسول اللّه . چون فكر اين كار بكردند گفتند يا ابا بكر تو را خطبه مىبايد خواندن تا خلق حاضر شوند و خلافت تو مشهور گردد و منادى كردند تا مردم در مسجد حاضر شدند و ابو بكر بر منبر رفت و اين خطبه برخواند ، و اين اول خطبه است كه خوانده است و ابو زيد عمر بن شيبه ايراد كرد و وى از اكابر علماى سنيان است و ثقه و مع هذا اجماع است بر اين خطبه . يا أيها الناس انكم تكلفون سنة نبيكم محمد صلّى اللّه عليه و آله و ان اللّه عزّ و جلّ كان يعصم نبيه صلّى اللّه عليه و آله بالوحى ، ألا و إنّ لى شيطانا يعترينى ، فاذا اعترانى فاجتنبونى ، لا اوثر فى اشعاركم و ابشاركم ، و تعاهدونى بانفسكم فان استقمت فاتبعونى ، و ان رغبت فقومونى ، و روى انه قال : أيها الناس انى وليتكم و لست بخيركم ، انما انا رجل منكم و لكنى اطولكم شغلا و اثقلكم حملا و طاعتى عليكم ما اطعت اللّه ، فان عصيت فلا طاعة لى عليكم ، و ان عدلت