عماد الدين حسن بن علي الطبري
296
كامل بهائى ( فارسي )
را به سه قسم كرده قسمى براى خود تعيين كرده و سهمى براى جناب فاطمه و سهمى براى على عليه السّلام در وى بماليد و در مساجد سبعه و چيزى به غسل و كفن كه جبرئيل آورده بود از حلههاى بهشت در وى ماليد و نماز بر وى كرد و گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله امام ماست حيا و ميتا هيچ كس نبايد كه در پيش ايستد به امامت نماز كردن بر وى . سه شنبه و چهار شنبه و پنجشنبه در خانه نهاده بود و هيچ نتن در وى ظاهر نشد بلكه هر روز خوشبوىتر مىشد حال آنكه گويند مرده در مدينه زود سياه گردد . بعد از آن خلق مىآمدند از خرد و بزرگ و مرد و زن بر رسول صلّى اللّه عليه و آله نماز مىكردند پنج پنج ، و ده ده ، و دو دو ، و يك يك ، و اصلح آن است كه هم در آن شب رسول صلّى اللّه عليه و آله را دفن كردند . پس براى موضع دفن او خلاف كردند على عليه السّلام فرمود كه شريفترين موضع آن باشد كه حق تعالى قبض روح او كرده باشد در خانهء او آنجا كه متوفى شد دفن مىكنيم جمله راضى شدند و جمعى صحابه مىگفتند ما او را به مقابر انبياء بريم به زمين شام على عليه السّلام دفع آن بكرد . و عباس و ابو عبيده جراح كه حفار مكيان بود و زيد بن سهل كه حفار مدينيان بود حاضر كرد و گفت قبر جهت رسول صلّى اللّه عليه و آله حفر كنيد ، و گويند قبر رسول صلّى اللّه عليه و آله ابو طلحه كند . چون قبر تمام شد على و عباس و اسامه زيد مشغول شدند به دفن رسول اللّه ، مدينيان از پس پرده بايستادند و گفتند يا على حق ما از محمد صلّى اللّه عليه و آله فراموش مكن و از ما يكى را با خود شريك كن تا اين شرف ما را نيز باشد تا به روز قيامت على عليه السّلام گفت اويس خويلى را پيش ما فرستيد اويس مرد صالحى بود و از بدريان بود ، على عليه السّلام او را بلحد فرستاد و رسول صلّى اللّه عليه و آله را برگرفت و بدست او داد و بدست عباس و فضل بن عباس و در خاك نهادند . و چون تن مبارك رسول صلّى اللّه عليه و آله به خاك رسيد اويس را گفت اين ساعت بيرون آى كه مقصود شما برآمد و خود به گور فرو شد و روى رسول را بر خاك نهاد بر جانب راست و عقد كفن از جانب سر بگشود و خشتى در زير سر رسول صلّى اللّه عليه و آله نهاد چون بالشى و روى به قبله كرد و خشت بچيد و از قبر بيرون آمد و قبر پرخاك كرد . اسامه و عباس و فضل مدد او مىكردند در انباشتن قبر و راست كردن گور « انا للّه ، و انا اليه راجعون » مىگفتند و مردم مىآمدند و زيارت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىكردند . الا آنكه بعد از مدتى جمعى كاره بودند كه زيارت كنند جهت آن كه قبر ابو بكر و عمر بعد از وفات ايشان آنجا واقع شد غصبا و در بعضى اوقات جمعى در حضور قبر