عماد الدين حسن بن علي الطبري
285
كامل بهائى ( فارسي )
وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذل و العن على من ظلمه ، اللهم هل بلغت . گفت هر كه من مولاى او بودم پس اين على مولاى اوست خدايا دوست دار هر كه على را دوست دارد و دشمن دار هر كه على را دشمن دارد و يارى ده هر كه على را يارى دهد و خوار گردان هر كه على را خوار گرداند و بران هر كه بر وى ظلم كند خدايا آيا رسانيدم و از منبر فرود آمد و وقت نماز پيشين بود نماز به جماعت بكرد و در خيمه رفت . و بفرمود كه برابر خيمهء او براى على عليه السّلام خيمه بزدند و گفت يا على اينجا بنشين و فرمود كه مهاجر و انصار از مردان و زنان بروند و تهنيت او بگويند به امامت و بيعت كنند . چون نوبت به عمر رسيد در كلام مبالغه تمام بكرد و در تهنيت گفت : بخ بخ يا على ، أصبحت مولائى ، و مولا كل مؤمن و مؤمنة . مبارك باد مبارك باد ترا يا على گرديدى مولاى من و مولاى هر مؤمن و مؤمنه . چون مردان از تهنيت فارغ شدند زنان تهنيت كردند به طريقى كه قبل از اين مذكور شد . حسان ثابت اجازت خواست از رسول صلّى اللّه عليه و آله و اين ابيات انشاء كرد بر خلق خواند رسول گفت باسم اللّه سبحانه و تعالى . شعر يناديهم يوم الغدير نبيهم * بخم و اسمع بالرسول مناديا فقال فمن موليكم و وليكم * فقالوا و لم يبدوا هناك التعاديا انت مولانا و انت ولينا * و لن تجدن منا لك اليوم عاصيا فقال له قم يا على فاننى * رضيتك من بعدى اماما و هاديا فمن كنت مولاه فهذا وليه * فكونوا له انصار صدق مواليا هناك دعا اللهم وال وليه * و كن للذى عادى عليا معاديا رسول صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را روزى بر دشمنان جلوه مىداد چنان كه در مباهله و روزى بر دوستان عرض مىكرد چنان كه روز غدير . ابو سعيد خدرى گويد : و اللّه ما تفرقنا ، حتى نزل : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً « 1 » ( مائده 5 ) به خدا كه مرا متفرق نشده بوديم تا
--> ( 1 ) - بحار الانوار 37 / 179 و الغدير 1 / 277 .