عماد الدين حسن بن علي الطبري
265
كامل بهائى ( فارسي )
قال اللّه تعالى : إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ( بقره 154 ) و قال : إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( بقره 169 ) و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : من كتم علما من اهله ، جاء يوم القيمة ، مغلولة يداه الى عنقه ، قد الجم بلجام من النار « 1 » . به درستى كه آنان كه بپوشند آنچه فرو فرستاديم از حجتها و هدايتها بعد از آنكه ما او را بيان كرديم و روشن ساختيم از براى مردمان در قرآن آنانند كه لعنت مىكند خداى ايشان را و لعنت مىكنند ايشان را لعنت كنندگان ، و گفت به درستى آنان كه پوشيده دارند آنچه خداى فرستاد از كتاب و بفروشند آنها را به بهاى اندك آنانند كه بخورد شكمهاى ايشان را آتش و سخن نكند خداى با ايشان در روز قيامت و ايشان را پاك نگرداند و مر ايشان راست عذاب دردناك . بدين آيات و حديث تعليم معالم دين و فرائض علماء را از جملهء واجبات است و به ترك آن يعنى به ترك تعليم مستحق ذم باشند ، و چگونه شايد كه به فعل واجب اجرت دهند . بدعت ديگر ، رسول صلّى اللّه عليه و آله حكم بن العاص را لعنت كرده بود و از مدينه رانده و همچنين ابو بكر و عمر . چون نوبت به عثمان رسيد به خلاف رسول صلّى اللّه عليه و آله وى را بخواند و انشاى ديوان خلافت به وى داد و اعزاز و اكرام هر چه تمامتر نمود . قال اللّه تعالى : لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ( مجادله 23 ) نمىيابى قومى را كه ايمان آورده باشند به خدا و روز آخرت كه دوستى كنند با كسى كه دشمن است خداى را و رسول خداى را و اگر چه باشند پدران ايشان يا پسران ايشان يا برادران ايشان يا خويشان ايشان . بدين آية عثمان اگر مؤمن بودى طريد رسول صلّى اللّه عليه و آله را نخواندى و تشريف ندادى و منشى و امين اهل اسلام نكردى . بدعت ديگر ، چون كار خلافت عثمان مستحكم شد منادى كرد و صحائف قرآن در دست مردم بود بخواست اگر كسى ابا كرد به قهر و جبر مىستاند تا عبد اللّه مسعود مصحفى داشت از وى طلب كرد او نداد و برخاست و به نفس خويش به در خانهء او رفت و او را
--> ( 1 ) - كنز العمال 10 / 191 بنا به نقل نهج الفصاحه 2 / 798 .