عماد الدين حسن بن علي الطبري

26

كامل بهائى ( فارسي )

كه مىخواهد كمر عبوديت بر ميان جان بسته معتكف عتبهء جلال او شدند ، و اعادى اين اقبال و اين طايفه به چاه ابد : فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ ( قصص 81 ) يعنى پوشيديم او را و به زمين فرو برديم ، فرو شدند و بعضى به درياى هلاك : فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَمِيعاً ( اسراء 105 ) يعنى غرق كرديم او را و كسانى كه با او بودند ، به تمام ناچيز شدند به سبب مفارقت از موالات خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله و آيه : يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً ( نساء 75 ) بر سبيل حسرت مىگويد كه اى كاشكى مىبودم با ايشان پس خوش مىبودم خوش بودن بزرگ ، مىخوانند . و تقيه كه واجب بود بدين طائفه بنصوص : وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ ( مؤمن 29 ) قال : لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً ( آل عمران 27 ) يعنى گفت مردى مؤمنى از آل فرعون كه مىپوشيد ايمان خود را ، گفت : مگيريد اى مؤمنان كافران را ولى خود و دوست خود به غير از مؤمنان و كسى كه اين كار كند پس نيست از خداى در چيزى مگر آنكه پرهيز كند از ايشان از روى تقيه . و قال : مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ ( نحل 108 ) يعنى كسى كه كافر شود به خداى بعد از ايمان مگر آن كه به اكراه گويد كافرم و حال آنكه دل او مطمئن باشد از ايمان ، و امثال آن از آيات و اخبار به سبب قلت اعوان و انصار و كثرت اعدا امروز به حضور ظهور اين دولت حرام شد . و چون آفتاب اين دولت از مشرق سعادت طلوع كرد و نور معدلت و مرحمت او بسيط زمين بگرفت دندان ظلم ظالمان بر بندگان خداى كند شد ، و صولت و بطش « 1 » ايشان بر مغاك « 2 » ذلت افتاد و خداوندان جور و ستم سر در توبرهء توبه و تسلسل اخلاص كرده تسبيح و تهليل را به ورد صنعت ساختند : آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ( يونس 91 ) يعنى اكنون اظهار ايمان مىكنيم و بتحقيق كه عاصى بودى پيش از اين و بودى از مفسدان . يا در شان ايشان منزل شد : لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ ( آل عمران 84 ) يعنى خدا هرگز قبول نمىكند توبه ايشان را و آن گروه گمراهان‌اند . تعالى اللّه ما أعلاه قدرا * و أجراه على سنن اعتدال

--> ( 1 ) - بطش : تندى ، سخت‌گيرى ( 2 ) - مغاك : گود ، گودال