عماد الدين حسن بن علي الطبري

250

كامل بهائى ( فارسي )

معنى طلب و اسرارجوى و بر عنوان‌هاى نامه‌ها مىنوشت كه من خليفه رسول اللّه‌ام و اين افترا مىكردند بر رسول صلّى اللّه عليه و آله « و قد خاب من افترى » و مع هذا اسلاميان را مىكشت و تعلل مىآورد كه ايشان اهل رده‌اند . و بفرمود كه طلب زكات و اخماس كنند باقبح وجهى به قهر و استيلا و بهر قبيله و ولايتى اميرى و لشكرى نامزد كرد و كس نبود كه از او سؤال كند كه به زعم تو رسول متوفى شد و خليفه نصب نكرد تو به چه وجه اين اسم بر خود بستى و آنچه آلت و اسباب خلافت است از نص و عصمت و علم و ورع هيچ در تو نيست بنابراين اگر كافر چهل و شش‌ساله اسلام آورد و هيچ اسباب امامت در وى نباشد از معجزات و نص و عصمت و علم و ورع و دعوى خلافت رسول كند بايد كه وى را خليفه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نشايد خواندن . كه رسول گفت : من كذب على معتمدا ، فليتبوأ مقعده فى النار « 1 » . هر كه دروغ بندد بر من پس بايد كه مهيا كند نشستن‌گاه خود را در آتش دوزخ و اول كسى كه دروغ بر رسول نهاد اين بزرگ بود و اتباع او و روايت كنند كه : مضى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و لم يستخلف ، درگذشت رسول خداى و خليفه تعيين و نصب نكرد ، و اين حديث ميان ايشان فاش شد . اگر گويند مهاجر و انصار آنچه كردند از اجتماع بر وى براى حفظ دين حق و ثبات ملت اسلام و نظام كردند . جواب ، ثبات ملت و اجتماع به قول خدا و رسول اولى بود نه اجتماع بعضى از اسلاميان و اگر اين اجتماع صلاح دين بود اجتماع ملت اسلام به قتل عثمان بايد كه حق بوده باشد مبنى بر كلام خصم ، و قال اللّه تعالى : وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ( قصص 67 ) پروردگار شما مىكند آنچه مىخواهد و اختيار مىكند آنچه ايشان را نيكوئى در آن باشد ، و هيچ حديثى مقطوع وارد نشده و بر آن كه ايشان مرخص بودند بدان فعل بلكه نهى وارد شد از آن . و اگر گويند امت ايشان را شايسته اين كار ديدند . جواب ، خدا و رسول به خلاف آن ديگرى را شايستهء اين كار ديدند با آن كه ابو بكر به قول خودش شايستهء اين كار نبود آنجا كه گفت : اقيلونى ، لست بخيركم ؛ و ان لى شيطانا يعترينى ، با آنكه اكابر اصحاب از مهاجر و انصار از مهاجر خالد بن سعيد ، و مقداد بن اسود ،

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 11 / 27 .