عماد الدين حسن بن علي الطبري
227
كامل بهائى ( فارسي )
صلب ابى طالب پس على از من است و من از او . گوشت او گوشت من است و خون او خون من است پس هر كه دوست داشت على را پس مرا دوست مىدارد و من او را دوست مىدارم و هر كه دشمن داشت او را پس دشمن مىدارد مرا و من او را دشمن مىدارم . و مانند اين حديث در بخارى است مگر رشد ليكن فائده نيز مزيد شد . عماد الدين در كتاب تناقضات اخبار بخارى آورد در حديث دوازدهم و همچنين در مصابيح آمد . عن جابر بن سمره قال سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لا يزال هذا الدين عزيزا منيعا الى اثنى عشر خليفة فقال كلمة ، فقلت لأبي ما قال رسول اللّه . قال قال : كلهم من قريش « 1 » . گفت شنيدم كه رسول خداى گفت هميشه اين دين عزيز و بلند مرتبه باشد به دوازده خليفه پس كلمه ديگر گفت از پدر خود پرسيدم كه رسول چه گفت گفت كه فرمود همه ايشان از قريش باشند . و عماد مخالف بوده و دليل بر اين آنكه در حديث دوازدهم معاويه و عمرو بن عبد العزيز را از جمله خلفاء نهاد و امام حسن و امام حسين را در ميان خلفاء ذكر نكرد و گفت از جمله خلفاء نيستند ، و چون هم در حديث ذكر ائمه شيعه مىكرد گفت : و اما تعيين الشيعة لائمة اثنى عشر فانه تحكم محض لم يخرج من آل و لم ينقض من غبار غل لاخراجهم من الخلافة الخلفاء الثلاثة : گفت اما تعيين شيعه ائمه اثنى عشر را پس آن تحكم محض است كه بيرون نيامده از علت و فساد و شسته نشد از غبار كينه چه ايشان بيرون كردهاند از خلافت خلفاء ثلاثه را ، تا معلوم شود كه وى حنفى مذهب بود چون معتزليان خوارزم پس كلام حجت باشد . و او در اين حديث روايت كرده عن ابى سلمان الراعى عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، انه قال سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : ليلة اسرى الى السماء قال الجليل جل جلاله ، آمن الرسول بما انزل اليه من ربه ، فقلت و المؤمنون ، قال صدقت يا محمد من خلفت فى امتك ، قلت خيرها ، قال : على بن ابى طالب ، قلت نعم يا رب . قال : يا محمد انى اطلعت على الارض اطلاعا فاخترتك منها فشققت لك اسما من اسمائى . فلا اذكر فى موقع الا ذكرت معى فانى المحمود و انت محمد . ثم اطلعت الثانية فاخترت منها عليا ، و شققت له اسما من اسمائى فانا الا على و هو على .
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 1 / 352 و بحار الانوار 36 / 266