عماد الدين حسن بن علي الطبري
224
كامل بهائى ( فارسي )
از بيعت تقاعد كرد شش ماه به زعم خصم ، و همچنين در روزگار عثمان با ايشان مطالبت حق كردى ، و شكايت او از ايشان بر حق بود يا باطل اگر بر حق نبود چرا صحابه احتجاج نكردند و برهان حجج بر وى ايراد نكردند تا او نيز خاموش شدى و معلوم گشتى كه وى صاحب حق نيست و اجماع حاصل آمدى زيرا كه مثل على را شايد كه قول اتفاق را اعتبار عظيم نهد ، و مع هذا عصمت و طهارت او خود وى را مانع شدى از طلب كردن چيزى كه وى را در آنجا حقى نيست و اگر صاحب حق بود پس صحابه كه به انصاف و به شرع كردندى و طريق راستى نگاهداشتندى چرا حق به وى ندادند و مدد وى نكردند تا در دنيا مستحق مدح بودندى و در آخرت مستحق ثواب . در جامع العلوم كه از تصانيف قدوة الحفاظ ابو عبد اللّه محمد بن معمر بن الفاخر القريشى است در حديث الخامس و الثلثين از مسند براء از روايت بخارى آمد كه عن زهير علاوه المسيب : عن أبيه قال . قلت البراء بن عازب طوبى لك . انت ممن رضى اللّه عنه و بايع تحت الشجرة . قال : يا بن اخى انك لا تدرى ما احدثناه بعده . يعنى گفتم مر براء بن عازب را كه خوشا حال تو توئى از كسانى كه خداى راضى شد از ايشان و بيعت كردند در تحت شجره گفت اى پسر برادر من به درستى كه نمىدانى ما چها پيدا كرديم بعد از او . پس از اين حديث گواهى عادلتر نباشد و نشايد . در سنه ست و خمسين و ستمائة ( 656 ) در ولايت دامغان يكى از علماى وقت بر طريق عتب و تقريع گفت بعد از آنكه اعتقاد داعى مسلمانان مصنف اين كتاب الحسن بن على المازندرانى وى را معلوم شده بود كه جمعى چندين سال باشد كه گذشته باشند و از ايشان هيچ ضررى به شما و آباء و اجداد شما نرسيده باشد چرا از افعال ايشان بيزارى بايد كرد . داعى مسلمانان به جواب گفت كه پيران هفتادساله را چرا كارى بايد كردن كه بعد از ششصد و پنجاه و پنج سال جوانان سىساله از افعال ايشان بيزارى كنند . آن سائل مقرع خاموش شد در وقت شنيدن ايراد بر وى ، و دليل بر اين كلام حديث براء بن عازب است كه اين ساعت نوشته شد از روايت بخارى و ابن معمر قريشى . * ( حديث ) * بهترين امت پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عن البخارى كما ورد فى جامع العلوم عن عبد اللّه بن عمر : قال كنا نتحدث على عهد