عماد الدين حسن بن علي الطبري

215

كامل بهائى ( فارسي )

پنج كس گردانيد كه ششم منم و نشناخت كه مرا بر ايشان زيادتى و فضل است در صلاح و ايشان نيز نمىشناسند فضل مرا گويا كه ما همه در كار برابريم و به خدا سوگند كه اگر خواهم كه سخن كنم و خصائل خود بيان نمايم عرب ايشان و عجم ايشان و ذمى و كافر ايشان نتوانند كه رد كنند خصلتى را از آن . بازگفت سوگند مىدهم شما را به خداى آيا در ميان شما كسى باشد كه برادر رسول خداى باشد غير من ؟ گفتند نه . گفت سوگند مىدهم شما را به خدا اى جماعت همه را آيا در ميان شما كسى باشد كه به دو قبله نماز كرده باشد پيش از من ؟ گفتند بار خدايا نه . گفت سوگند مىدهم شما را اى جماعت كه آيا در ميان شما باشد كسى كه او را عمى باشد مثل حمزه شير خدا و شير رسول خدا و سرور شهيدان غير من ؟ گفتند بار خدايا نه . گفت آيا در ميان شما باشد كسى كه او را برادرى باشد چون برادر من جعفر صاحب دو بال كه زينت يافته شده بودند به جواهر كه به آن دو بال در بهشت پرواز مىكند هر جا خواهد ؟ گفتند بار خدايا نه . گفت آيا يكى در ميان شما باشد كه او را زوجه مثل زوجهء من فاطمة بنت رسول اللّه باشد . گفتند نه . گفت آيا در ميان شما كسى باشد كه او را دو پسر باشد مثل حسن و حسين كه سيد جوانان اهل بهشت‌اند ؟ گفتند خدايا نه . گفت آيا در ميان شما كسى هست كه روى به مشركان آورده در هر سختى كه نازل شد بر رسول خداى ؟ گفتند نه . گفت آيا در ميان شما كسى باشد كه خوابيده باشد بر فراش او و او را نگاهگاشته به نفس خود و جان خود و خون خود به وى بخشيده غير من ؟ گفتند خدايا نه . گفت آيا كسى هست در ميان شما كه گرفته باشد خمس را سواى من و فاطمه ؟ گفتند خدايا نه . گفت آيا در ميان شما كسى باشد كه او را دو سهم داده باشد رسول خداى سهمى از خاص و سهمى از عام غير من . گفتند خدايا من . گفت آيا در ميان شما كسى باشد كه ظاهر كند كتاب خداى را و داند سبب نزول آن را و تفسير و تأويل آن را غير من ؟ گفتند خدايا نه .