عماد الدين حسن بن علي الطبري
21
كامل بهائى ( فارسي )
نفرستند « 1 » . و هر كه عالمتر و صالحتر باشد مقدم گرداند . و آن را كه رسول صلّى اللّه عليه و آله خليفه نكرد خليفهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نخوانند و ملك دنيا به اولاد رسول اولى دانند از آن كسانى كه اولاد رسول را كشند و سرهاى ايشان را در جهان بگردانند . و در روز ماتم و تعزيت رسول شادى نكنند و سرمه در چشم نكشند « 2 » بلكه نوحه و گريه كنند و با رسول موافقت نمايند در مصيبت و براى احترام رسول و انبياء پدران ايشان را مؤمن دانند « 3 » . و نگويند كه انبياء زنا كردند يا عشقبازى با زنان مردم « 4 » . و نگويند كه نقطهء سياه كه آن دلالت و علامت كفر محمد بوده بعد از شكافتن سينه بيرون آوردند « 5 » . و ركوع و سجود و نماز تمام كنند و در نماز بىادبى نكنند چنان كه به جانب چپ و راست نگردند بلكه نظر به موضع سجده دارند . و چون روى به محراب آوردند بانگ نماز و اقامت بگويند و دعاهاى بسيار بخوانند ، و بىادبوار در حال نيت نكنند و نيت بدل
--> ( 1 ) - اين هم طعن است به عثمان كه وليد بن عقبة بن ابى معيط برادر مادرى خود را به استاندارى كوفه منصوب كرد و او در حال مستى نماز صبح را چهار ركعتى خواند و در محراب مسجد كوفه قى مىكرد . همان وليدى كه در قرآن به عنوان فاسق معرفى شده است . ( 2 ) - در اين مورد به كتاب شريف شفاء الصدور فى شرح زيادة العاشور 378 - 397 و 477 - 480 مراجعه شود . مؤلف ( ره ) در كتاب ديگرش يعنى اسرار الامامة ص 375 مطالبى راجع به رفتار دشمنان اهل بيت عليهم السّلام در روز عاشورا ذكر كرده است . ( 3 ) - علامه مجلسى در بحار 15 / 118 و فخار بن معد در كتاب ايمان ابو طالب ص 62 - 62 از عامه نقل كردهاند كه جماعتى از آنها قائل به شرك و كفر والدين پيامبر ( ص ) هستند و اين در حالى است كه عامه اين روايت را در كتب خود نقل كردهاند كه جبرئيل بر پيامبر ( ص ) نازل شد و گفت يا محمد ان اللّه عز و جل مشفعك فى ستة : بطن حملتك آمنة بنت وهب و صلب انزلك عبد اللّه بن عبد المطلب و حجر كفلك ابو طالب و بيت آواك عبد المطلب و اخ كان لك فى الجاهلية . . . و ثدى ارضعك حليمة بنت ابى ذؤيب . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 14 / 263 چاپ جديد اعلمى و الغدير 7 / 420 و 428 . ( 4 ) - عامه در تفسير آيه شريفه لقد همت به و هم بها لو لا ان رأى برهان ربه در سوره يوسف مىگويند يوسف مىخواست با زن عزيز مصر زنا كند . تاريخ طبرى 1 / 237 و كامل ابن اثير 1 / 108 . همچنين مىگويند داود نبى عاشق زن اوريا شد او را به جنگ فرستاد و او كشته شد و داود زنش را گرفت . تاريخ طبرى 1 / 339 و كامل ابن اثير 1 / 170 . ( 5 ) - در تاريخ طبرى 1 / 574 - 578 و كامل ابن اثير 1 / 359 - 360 داستان شكافتن سينه پيامبر ( ص ) نقل شده است .