عماد الدين حسن بن علي الطبري

202

كامل بهائى ( فارسي )

عليا ، و قال : أ تخلفني فى الصبيان و النساء ؟ قال : الا ترضى ان تكون منى به منزلة هارون من موسى الّا انه لا نبى بعدى « 1 » . بخارى روايت كند از عايشه كه چون بيمار شد رسول بيمارى كه در آن فوت شد و وقت نماز حاضر شد پس بلال اذان بگفت پس رسول گفت امر كنيد تا ابو بكر را كه نماز كند با مردم پس گفتند مر او را كه به درستى كه ابا بكر مردى با تأسف است و هرگاه در مقام تو باشد نخواهد توانست كه با مردم نماز كند و رسول صلّى اللّه عليه و آله باز اعاده كرد و همان جواب گفتند تا سه كرت پس رسول گفت به درستى كه شما زنان مصاحب يوسف‌ايد يعنى در پى آرزوى خودايد امر كنيد ابا بكر را كه نماز كند با مردم پس ابا بكر بيرون رفت كه نماز كند پس رسول در نفس خود سبكى يافت پس بيرون رفت تكيه كرده در ميان دو مرد گويا كه نظر مىكنم به هر دو پاى او بر زمين مىكشيد از بسيارى درد تا به مسجد آمد پس ابو بكر خواست كه مؤخر شود در پس رسول آيد و اقتدا كند پس رسول به دست اشارت كرد كه تو در جاى خود باش پس بيامد به جانب ابو بكر و در پهلوى وى بنشست . از اعمش پرسيدند كه آيا رسول خود نماز مىكرد و ابو بكر به نماز خود باقى بود و مردم با ابو بكر نماز مىكردند پس اعمش سر خود فرود آورد كه آرى . و ابو معاويه بر اين روايت زياده كرده كه پهلوى چپ ابو بكر بنشست پس ابو بكر ايستاده نماز مىكرد و در روايت عبد اللّه از عايشه آن است كه رسول بيرون رفت در ميان دو كس كه پاىهاى او خط بر زمين مىكشيد پس بود ميان عباس و مردى ديگرى پس از عبد اللّه پرسيدند كه آن مرد ديگر كه بود گفت على بن أبي طالب عليه السّلام . و نيز بخارى روايت كرده از مصعب بن سعد از پدر تو كه رسول عليه السّلام به تبوك برون رفت و على را خليفهء خود ساخت پس على گفت آيا مرا خليفه مىسازى در ميان كودكان و زنان . رسول گفت آيا راضى نيستى كه بوده باشى از من به منزلهء هارون از موسى . يعنى چنان كه هارون خليفهء موسى بود در وقت مناجات به طور تو نيز خليفه و قائم مقام من باشى و در جميع امور چون من باشى مگر آن كه پيغمبرى بعد از من نيست . اين هر دو حديث از صحيح بخارى است . جواب ، بدان كه اين حديث باطل است از چند وجه .

--> ( 1 ) - صحيح بخارى كتاب المغازى ح 4416