عماد الدين حسن بن علي الطبري

178

كامل بهائى ( فارسي )

فاطمه متوفى شد ابو بكر على را به بيعت خود درآورد و زعم خصم است اين كلام ، و الا پيش شيعه آن است كه هرگز على بيعت نكرد . و اخبار متواتر شد از طرف مخالف كه على خير الحق است . و دليل بر اين حديث در كتاب نكت الفصول عجلى آمد كه چون رسول حكايت ذى الثديه كرد گفت : يقتله خير الخلق و روى خير هذه الامة « 1 » ، و ذى الثديه را على بكشت ، و اين حكايت در جوامع الدلائل و الاصول فى امامة آل رسول نوشته‌ام به بسط تمام . و اسماعيل اصفهانى در اربعين خود ايراد كرد كه : على عليه السّلام خير البشر من ابى فقد كفر « 2 » . تفاسير و كتب هفتاد و سه مذهب به منقبت على ناطق است و سورهء هل اتى به انفراد در شأن وى آمد و در اسلام و هجرت سابق آمد و چندين آية در شأن سابقان آمد با اين همه مناقب چگونه شايد كه على گويد من يكىام از مسلمانان . اگر اين حديث راست است پس مخالف چرا او را خليفهء چهارم مىخواند و چرا على در اكثر خطب خويش مساوى و مذمت ايشان مىگويد . ظنم چنان است كه هر كه بر اين احاديث و اخبار افترا كرده است واقف گردد و جواب‌ها را مستحضر شود هيچ حديثى نشنود و نيابد الا كه قادر باشد و متمكن و استاد به دفع آن و ازالهء شبههء آن . ابو الفتوح حسين بن على بن محمد الخزاعى چون از منقبت ابو بكر و عمر و عثمان فارغ شد كه نقيض هر يك نوشته آمد به توفيق الهى ختم اين به حديثى كرد در منقبت على و آن اين است : روى عن ابن عباس انه قال . من حاضر بودم در موسم و براى مردمان احاديث ايراد مىكردم مردى حاضر شد عمامهء سياه بسته و وعظى چند بگفت و به آخر گفت هر كه مرا نمىشناسد منم صاحب رسول جندب بن جناده البدرى الغفارى ابو ذر . رسول خداى را در اين موضع ديدم كه مىگفت ، اگر دروغ مىگويم خدايا چشمم كور باد و گوشم كر : إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ ( آل عمران 33 ) اما الذرية فمن نوح ، و الال من ابراهيم ، و السلالة من اسماعيل ، و العترة الهادية و ذرية الطاهرة من محمد صلّى اللّه عليه و آله . يعنى خداى تعالى برگزيد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر عالميان ذرية

--> ( 1 ) - بحار الانوار 33 / 340 با كمى اختلاف . ( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 82 و فضائل الخمسة 2 / 100 با الفاظ مختلف