عماد الدين حسن بن علي الطبري

171

كامل بهائى ( فارسي )

على بن ابى طالب را از اهل زمين يا محمد كسى كه دوست دارد كه نظر كند به يحيى بن زكريا عليه السّلام در زهد او به عيسى عليه السّلام در روزهء او و به سليمان عليه السّلام در سخاء او و به موسى كليم اللّه عليه السّلام در شجاعت او و به داود عليه السّلام در خلق او و گريهء او پس بايد كه نظر كند بر وى امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام . و مخالف گويد عمر را در ميزان نهادند سه كرت بر رسول و ابو بكر و جمله عالميان راجح آمد پس نام عمر بر آسمانها نوشتن اولى بود از ابو بكر . ظنم چنان است كه آن كس كه اين دروغ بر رسول نهاد آن دروغ به وى نرسيده بود ، و آنچه گفته است كه دختر به محمد داد عمر نيز به وى داد و به زعم خصم عمر از وى فاضل‌تر به دليل گرانى عمر بر وى در ميزان ، و رسول را هجده زن بود بزرگترين زنان خديجه بود پس ام سلمه ، و عايشه آن بود كه بر شتر سوار شد و لشكر برگرفت و در ميان خلائق ايستاده بود و ميمنه و ميسره راست كرده چنان كه گفته شد و اهل جمل ملعون شدند و پيش شيعه مرتد و كافر چون افتخار خواهند كرد فاطمه اول به اتفاق مفسران : إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ( احزاب 41 ) على بود و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام . و قصهء اين حديث چنان است به اجماع مفسران من حيث المعنى و الاختلاف فى الالفاظ كه روزى نوبت ام سلمه بود و او براى رسول طبخ مىكرد رسول را خواب در ربود حسن و حسين در خانهء ام سلمه شدند و ما بين رسول بنشستند فاطمه درآمد و به نزديك رسول بنشست پس على عليه السّلام به عقب ايشان درآمد رسول چون بيدار شد ايشان را ديد به غايت خرم شد و استبشار تمام رسول را ظاهر شد گليم خيبرى ديد آنجا نهاده برگرفت و ايشان را بدان كسا بپوشانيد و گفت : اللهم ان لكل اهل بيت ، و هؤلاء اهل بيتى ، فاذهب عنهم الرجس ، و طهرهم تطهيرا . خدايا همه كس را اهل بيت هست و اهل بيت من اينانند پس ببر از ايشان رجس را و پاك دار ايشان را پاك داشتن جبرئيل آمد و اين آية آورد . ام سلمه گفت يا رسول اللّه « لست من اهل بيتك » يعنى نيستم من از اهل بيت تو . رسول گفت : انك الى خير ، و انما اهل بيتى هؤلاء « 1 » . بدرستى كه تو به سوى من خيرى ليكن اهل بيت من اينانند . ابو عبد اللّه دامغانى و وى از جمله اصحاب حديث است در كتاب سوق العروس اين ابيات ايراد كرد در شرح اين آيه چنان كه نوشته .

--> ( 1 ) - بحار الانوار 35 / 206 - 236