عماد الدين حسن بن علي الطبري

147

كامل بهائى ( فارسي )

الجواب ، مگر مفترى اين حديث ندانست كه حق تعالى به جزئيات عالم است اگر ابو بكر از خداى راضى باشد خداى آن را داند ، و نيز اگر خداى تقدير رضا كرده بود وقوع آن واجب باشد و الا وقوع ممتنع و بارى تعالى از محال نپرسد ، و نيز اين معنى به مذهب خصم بدست مالك الملك است شايد كه وقت مرگ آن رضا از وى بازستاند و سخط و بيزارى به وى دهد و از حق تعالى اين معنى حسن است زيرا كه حسن و قبيح پيش خصم اعتبارى ندارد ، و نيز حق تعالى در حق رسول گفت : وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً ( اسراء 81 ) و از جمله شب تهجد بگذارد كه آن نافله است مر ترا باشد كه برانگيزد خداى تو ترا به مقام ستوده يعنى همه شب به عبادت بيدار باشى كه تا بر تو رحمت بكنيم و حرف « عسى » گفت . اگر اين حديث درست شود مگر ابو بكر مؤمن نبوده باشد زيرا كه حق تعالى به چند موضع گفت بندگان من از من راضى باشند و من از ايشان راضى و نگفت بندگان از من ترسند يا من از بندگان يكى از مواضع : رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ( بينه 8 ) . مرا به خاطر مىرسد كه جمعى كه اين افتراها مىكنند جمله دهرىاند كما حكى تعالى : وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ( جاثيه 23 ) يعنى هلاك نمىكند ما را مگر دهر و ابى بكر كه تا شيب او در شرك بود و گوشت و پوست و عروق و امعاء و احشا بخمر و زمر و ذبيحه بنام لات و عزى پرورده باشد و با خاندان رسول آن كرده است كه بر عالميان مخفى نماند چگونه شايد كه اين معنى حواله بوى كنند ، و اين دروغ چنان است كه روايت كنند كه روزى رسول سوار مىرفت و ابو بكر پياده جبرئيل آمد و گفت كه تو شرم ندارى كه سواره روى و ابو بكر پياده يعنى كه بايستى تو پياده مىرفتى و ابو بكر سوار . و حق تعالى گفت : لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ ( حجرات 2 ) و قال : إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى ( حجرات 3 ) و قال : لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً ( نور 63 ) و قال : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ( انفال 24 ) بنابراين حق تعالى فرمود تواضع كردن در خدمت رسول و خود را پيش خاك قدم او ذليل و خوار كردن و خضوع به افعال و خشوع به اصوات پس چگونه شايد كه رسول را توبيخ كند تو پياده شو تا ابو بكر سوار شود . و در كتب هفتاد و سه گروه مسطور است از على عليه السّلام چون ذكر بساط رسول كردند