عماد الدين حسن بن علي الطبري

138

كامل بهائى ( فارسي )

كفر » « 1 » حديث اول روايت مدعى است و انكار خصم و حديث دوم كه معارض آن است روايت مخالف است و تصديق خصم پس دوم صادق بود اول كاذب . و هم مخالف روايت كند كه رسول گفت كه « اعلمكم على ، و افضلكم ، و اقضاكم على » « 2 » . و باقى حديث طير ، و حديث خيبر و آية المباهله ، و آية : فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ ( نساء 97 ) و آية تطهير ، آية خمس ، و آية محبت قرابت ، و حديث « لضربة على خير من عبادة الثقلين » « 3 » كه مخالف روايت كرد مكذب اين حديث مفترى است ، و نيز آنچه موجب جلد است محصور است و تفضيل كسى بر كسى موجب حد نيست و نه شايد كه امام بر دروغ حد زند ، و على چون ذكر ايشان كرد گفت : زرعوا الفجور ، و سقوا الغرور و حصدوا الثبور « 4 » . يعنى تخم فجور كاشتند و آب غرور دادند و بهره نكبت و عذاب درويدند و چون ذكر ابو بكر كرد بتخصيص گفت : و طفقت ارتأى . بين ان اصول بيد جذاء او اصبر على طخية عمياء « 5 » . و اگر او افضل بودى از وى حمله بردن بر وى چه معنى دارد و حواله زرع فجور و سقى غرور و حصد ثبور بديشان كردن يعنى چه . و نيز به اتفاق ابو بكر گفت ( و لست بخيركم و على فيكم ) اگر راست گفت او فاضل‌تر از هيچ صحابه نباشد و اگر دروغ گفت لائق امامت نباشد ندانم كه تفضيل او به چه نوع است مخالف جز صاحب غار نتواند گفت با وى عبد اللّه يقطر شريك بود و نيز على عليه السّلام صاحب فراش بود و اين مرتبه زايد بر آن است و اگر گويد ، پدر زن بود ، رسول صلّى اللّه عليه و آله را هجده پدر زن بودند از آن جمله يكى آن بود و رسول صلّى اللّه عليه و آله را از دختران ايشان فرزند نبود ورنه دعوى خدائى مىكردند و اگر او پدرزن ، على عليه السّلام برادر زن بود با هانى بنت ابى طالب و داماد و ابن عم مادرى و پدرى . * ( حديث هفتم ) * روايت كنند كه رسول گفت كه : ابو بكر و عمر سيد اكهول اهل الجنة « 6 » . اتفاق است كه در بهشت پيران و كهولان نباشند و مشهور است كه اسجيعه به خدمت رسول حاضر شد و

--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 82 ( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب 2 / 40 و 41 ( 3 ) - اسرار الامامة 262 بنقل از اربعين رازى 475 ( 4 ) - نهج البلاغه خطبهء 2 ( 5 ) - نهج البلاغه خطبهء 3 ( 6 ) - اسرار الامامة 346 بنقل از سنن ترمذى 5 / 272