عماد الدين حسن بن علي الطبري
120
كامل بهائى ( فارسي )
جزاى سعى و صحبت ايشان بداد « و ما لهم فى الآخرة من خلاق » « 1 » . نهم ، در تحت كسا نيامدند روز انزال آية تطهير در خانهء ام سلمه . دهم ، رسول در مسجد بر ايشان برآورد . يازدهم ، رسول را با ايشان مواخاة نبود . دوازدهم ، در مباهله حاضر نبودند . سيزدهم ، صدقات جهت مناجات ندادند . چهاردهم ، از جملهء « يولون الدبر » بودند پشت مىدادند در جنگ روز حنين و احد و خيبر . پانزدهم ، هرگز دفع مكيده نكردند از رسول صلّى اللّه عليه و آله و نه از اسلام . شانزدهم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله به قتل مروان خوارج فرمود عصيان كردند . هفدهم ، ابو بكر معزول شد از اداى سورهء برائت . هيجدهم ، از رسول انار خواست به او نداد زيرا كه از طعام بهشت بود . آن را رسول تواند خورد يا وصى يا سبط رسول در دنيا . رسول صلّى اللّه عليه و آله يك نيمه از آن انار به على داد و اولاد او و يك نيمه خود خورد « لا يأكل هذا ، إلّا نبيّ ، او وصى ، او سبطاه » يعنى نخورد اين را مگر نبى يا وصى يا فرزندزادهء نبى . نوزدهم ، مرغ بريانى نخوردند با رسول در حينى كه دعا كرد : اللهم آتنى باحب الخلق اليك ، يأكل معى هذا الطائر . خدايا دوستترين خلق را به نزديك تو به من بفرست تا اين مرغ را با من بخورد و على از آن تناول فرمود . بيستم ، مستحق خمس نبودند . بيست و يكم ، هرگز امير سريه نبودند . بيست و دوم ، هرگز ايشان را به جلب صدقات نفرستاد . بيست و سوم ، على را بر ايشان امير كرد و به عكس نبود . بيست و چهارم ، عمر و عاص را بر ابو بكر و عمر امير كرد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله . بيست و پنجم ، رسول از دنيا رحلت فرمود و ايشان در تحت رايت اسامة بن زيد رعيت بودند .
--> ( 1 ) - احتجاج طبرسى 2 / 523 - 533 و بحار الانوار 52 / 78 - 88