الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

97

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) 30 - از يونس بن عمّار ، گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : اين درى كه به چهرهء من عيان شده است پندارند خدا بنده‌اى را كه به او حاجتى و توجّهى دارد بدان گرفتار نكند ( آثارى كه بر چهرهء او عيان شده پيسى بوده و محتمل است كه خوره بوده است - از مجلسى ره ) . گويد : در پاسخ من فرمود : هر آينه مؤمنِ آل فرعون انگشت بريده بوده ( از انگشتان خود چلاق بوده خ ل ) و شيوه‌اش بوده كه چنين مىگفته و دستهاى خود را دراز مىكرد و مىگفت : اى مردم ! از رسولانِ خدا پيروى كنيد ، سپس به من فرمود : چون يك سوّم آخر شب شود ، در آغاز آن وضوء ساز و برخيز نمازى را كه مىخواندى بخوان ( يعنى نماز شبِ معمولى خود را ) چون در سجدهء دوّم ركعت اوّل باشى ، در حال بگو : اى على اى عظيم اى رحمان و اى رحيم اى شنونده دعاها اى بخشندهء خيرات ، رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به من خيرِ دنيا و آخرت را عطا كن آنچه را كه تو خود اهل آنى ، و بديهاى دنيا و آخرت را از من بگردان كه تو خود اهل آنى و اين درد را از من ببر ( نام آن درد را به زبان آور ) زيرا مرا خشمگين نموده و غمنده ساخته است . و بسيار در دعا اصرار كن ، گويد : من هنوز به كوفه نرسيده بودم كه خدا همهء آن درد را از من به كلّى برد و بهبودى يافتم .