الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

715

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

است ؟ ظاهراً مقصود سائل اين است كه سنت‌هاى رسول خدا بمانند فرائض الهيه در ماهيت اسلام وارد است و واقعيت دارد يا چنانچه عامه مىگويند يك نظريات اجتهادى است و بسا درست باشد و بسا نادرست و اعتبار موقتى دارند و ممكن است ديگرى بيايد و بر خلاف آنها نظر بدهد و آنها را متروك سازد و در حقيقت اين پرسش از ماهيت اختلاف نظرى است كه در بارهء پيغمبر ميانِ خاصه و عامه است ، عامه پيغمبر را در حاشيهء قرآن مجيد يا به تعبير ديگر محمد منهاى قرآن را يك مجتهد عالى رتبهء اسلامى مىدانند كه مىتواند در امور اسلامى از خود نظر بدهد و قانونى به عنوان اجتهاد در امور اسلامى اظهار كند مانند مجتهدى كه ادلهء احكام را مطالعه مىكند و روى آنها نظر مىدهد و به اصطلاح علماى اصول حكم اجتهادى حكم ظاهرى است و در عين حالى كه براى خود مجتهد و پيروان او يك وظيفهء لازمى است ممكن است مخالف واقع و نادرست باشد يا حكم درجه دوم باشد بنا بر آنچه مصوبه گويند و از نظر آنها پيغمبر منهاى قرآن چون خلفاى ديگرى هستند كه بعد از او آمدند و متصدى رهبرىِ اسلام شدند و اينها داراى مقام اجتهاد بودند و در اجراء امور اسلام و جامعهء اسلامى صاحب نظر بودند مانند مجتهدان ديگر و تفاوت اين بود كه مثلًا آنها اعلم بودند و در مورد اختلافِ نظر با مجتهدين ديگر رأى آنها قطعيت داشت و يا به تعبير ديگر در مورد اختلاف در مسائل و قوانين اگر از اكثريت و طرق ديگر رأى قاطع و مورد عمل معين نمىشد در آخر نظريه پيغمبر ( ص ) با خليفه به عنوان اينكه رئيس جامعهء اسلامى است قاطع بود و همان مورد عمل و اعتبار شناخته مىشد از اين جهت ابو بكر هم داراى سننى بود و عمر هم داراى سننى و قوانينى متكى به اجتهاد خود بود و از همان صدر اسلام اين شعار به وجود آمده بود كه : قرآن و سنَّت رسول و سنَّتِ شيخين . و اين خود يك آتو و دست آويزى سياسى مهمى شده بود كه در شوراى شش نفرى بعد از عمر مورد استفادهء