الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
698
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
و گفته شده مقصود از آنها كسانيند كه دينشان بر پايهء گمان و توهم فاسد است چون علماى اهل خلاف و ممكن است مقصود از آنها فاسقان و متظاهران به فسق و بيباكى نسبت به دين باشد زيرا اين مايهء اين است كه مردم در دين داشتنِ آنها شك كنند و اين نشانهء سستىِ عقيدهء آنها است . بدعة ، اسم مصدر ابتداع است چون رفعة از ارتفاع و بيشتر در كم و زياد كردن در دين به كار مىرود . در مصباح چنين گفته است : من گويم : بدعت ، در عرف شرع همان است كه پس از رسول خدا پديد شده و نصى در بارهء آن نرسيده نه به خصوص و نه به طور عموم و يا آنكه به طور خصوصى يا عمومى از آن نهى شده و آنچه در عمومات وارد باشد بدعت نباشد مانند ساختن مدرسه و امثالِ آن كه در عمومات سكنا دادن به مؤمن وارد است و اعانت به او و چون انشاء بعضى كتب علمى و تأليفاتى كه كمك به علوم شرعيه است مانند لباسهائى كه در زمان پيغمبر ( ص ) نبوده يا خوراكهاى تازه درآمد كه همه داخلند در عموم استحباب زينت از آن هم نهى نشده است و آنچه به عنوان عموم لباس يا غذا باشد اگر بدان خصوصيتى دهند بدعت گردد چنانچه نماز بهترين موضوع است و در هر حال انجامش مستحب است و اگر چند ركعت مخصوص بر وجه مخصوص در وقت مخصوص معين گردد بدعت باشد و چنانچه كسى گويد در فلان وقت بخصوص هفتاد بار لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مستحب است يا واجب است بدون دليل معتبر بدعت است و به هر حال پديد كردن چيزى در دين كه نصى ندارد بدعت باشد خواه در اصل آن و خواه نسبت به خصوصيات آن و آنچه مخالفين گفتهاند كه بدعت بر پنج قسم است ( واجب و مستحب و مباح و مكروه و حرام ) براى درست كردن و تصحيح گفتار عمر كه در بارهء نمازِ تروايح ( نماز نافله را به جماعت خواندن در شبهاى ماه رمضان ) گفت : « چه خوب بدعتى است » باطل است زيرا بدعت نگويند جز بدان چه حرام است چنانچه رسول خدا ( ص ) فرموده است :